پرسش:
امام زمانعليهالسلام "يأتي بدين جديد" يعني چه؟
پاسخ:
پاسخ اول
1-
ظاهر روايات آن است كه امام زمان (ع) بعد از ظهور به علم خود در هر
واقعهاي حكم ميكند نه به بيّنه، بر خلاف آنچه كه امامان سابق بر او انجام
ميدادند. شيخ مفيد؛ در كتاب المسائل ميگويد: "امام (ع) ميتواند به علم
خود حكم كند همان طوري كه به ظاهر شهادتها نيز ميتواند چنين كند وهر گاه
شهادت را باطل ببيند بر علم خود حكم خواهد كرد...".
{پاورقي . بحارالأنوار، ج 26، ص 177. پاورقي}
علامه
مجلسي؛ در "مرآة العقول" ميفرمايد: "واين اختلاف در سيره اهل بيت: از
قبيل نسخ نيست تا كسي اشكال كند كه بعد از پيامبر نسخي نيست، بلكه يا به
اعتبار تقيه در برخي موارد است ويا به جهت اختلاف اوضاع واحوال در زمانها
است...".
{پاورقي . مرآة العقول، ج 4، ص 301. پاورقي}
2 - از آنجا
كه وظيفه امام زمان (ع) بعد از ظهور پر كردن زمين از عدل وداد است، لذا
طبيعي است كه به واقع حكم نمايد تا اينكه حقوق به صاحبان اصلياش باز گردد،
ومقتضاي آن اين است كه حضرت به علم خود كه از جانب خدا به او الهام شده
حكم نمايد، واين همان حكم داوود است.
3 - حكم حاكم به علمش، بدون اتكا
بر بيّنه وقسم، نه تنها مورد اتفاق علماي شيعه است بلكه برخي از علماي اهل
سنّت نيز آن را جايز شمردهاند.
ابن قدامه ميگويد: "...از احمد بنابر
نقلي شنيده شده كه حكم حاكم به علمش جايز است، واين قول ابويوسف وابوثور
ورأي دوم شافعي واختيار مزني است، زيرا پيامبر (ص) در موردي كه ذكر ميكند
بدون بيّنه واقرار وتنها با علم به گفتار مدعي حكم صادر كرد.
آن گاه ميگويد: حاكم كه به قول دو گواه حكم ميكند به جهت غلبه بر ظن اوست، پس در مورد علم وقطع، اولي به جواز حكم است.
وديگر اينكه حاكم ميتواند در تعديل وجرح شهود به علم خود عمل كند، پس در ثبوت حقّ به طريق اولي ميتواند به علم خود حكم نمايد".
{پاورقي . المغني، ج 11، ص 401. پاورقي}
نتيجه اينكه: هيچ استبعادي ندارد كه حضرت مهدي (ع) در قضايا به علمي كه از جانب خداوند به او الهام شده حكم نمايد.
پاسخ دوم
در
بين برخي از مردم اين مطلب زياد مطرح ميشود كه حضرت مهدي (ع) هنگام ظهور،
دين جديدي را عرضه ميكند، در حالي كه ما ميدانيم مطابق نصّ قرآن، پيامبر
اسلام، خاتم انبيا ودين او نيز خاتم اديان است.
با مراجعه به مصادر
حديثي پي خواهيم برد كه چنين تعبيري در مجامع حديثي وجود ندارد وتنها
تعبيراتي ميبينيم كه ممكن است كسي از مجموعه آنها چنين استنباط كند كه
حضرت (ع) دين جديدي را ميآورد، لكن در جاي خود هر يك از اين تعبيرات را
مورد بررسي قرار خواهيم داد.
طبيعت هر نهضت وقيام وانقلابي، گرچه تجديد
نظر كردن در برنامههاي گذشته بوده ودرصدد پياده كردن امري جديد است، زيرا
نوآوري از اركان هر نهضت به شمار ميآيد، ولي اين بدان معني نيست كه از
اصول اوّلي شريعت دست برداشته شود؛ زيرا حضرت، محييالشريعه است ودرصدد
احياي همان شريعت جدّ خود ميباشد، گرچه ممكن است آن را با اسلوب جديدي
پياده نمايد.
اين مطالب هنگامي بيشتر روشن ميشود كه به نكات زير توجه شود:
1
- مطابق برخي روايات، بخشي از احكام به جهت نبود شرايط ومقتضيات در عصر
معصومين بيان نشده وتنها علمش نزد اهل بيت: باقي مانده است، ودر عصر ظهور،
آن احكام بيان خواهد شد.
2 - بخشي از احكام به جهت ضايع شدن كتابها
واحاديث تلف شده وبه دست ما نرسيده است كه قطعاً نزد امام زمان (ع) موجود
است ودر عصر ظهور آنها را بيان كرده وبه اجرا خواهد گذاشت.
3 - در عصر
غيبت به جهت دوري از امام معصوم، علما وفقها مأمور به اخذ وظيفه از ادلهاي
هستند كه غالب آنها ظنّي است ودر نتيجه، احكامي كه استخراج ميشود احكام
ظاهري است نه واقعي، گر چه در عصر غيبت مأمور به عمل به آنها هستيم، ولي در
عصر ظهور توسط امام زمان (ع) احكام واقعي عرضه ميشود.
4 - در طول
تاريخ اسلام برخي از احكام كمتر به آنها عمل شده ويا اصلاً در جامعه بيان
نشده است همانند گرفتن جزيه با خفّت وخواري از اهل ذمّه در ممالك اسلامي،
كه به طور حتم اين گونه احكام در عصر ظهور به اجرا در خواهد آمد.
5 -
تا عصر ظهور ديدگاه وسطح فكر وتعقل مردم بسيار بالا رفته وآمادگي
وقابليتهايي فوقالعاده در فهم معارف ديني خواهد يافت، كه در نتيجه احتياج
به پاسخگويي با انحاي مختلف به اين خواستهها است.
منبع :
مهدویت (مؤسسه زين العابدين)

نوشته شده توسط نویسنده : ایران در پنجشنبه
1390/08/12 |