تبليغاتX
۞۞ همه چیز از همه جا ۞۞ - آيا پيامبر اسلام (ص) مسموم از دنيا رفت ؟

آيا پيامبر اسلام (ص) مسموم از دنيا رفت ؟



سلام

در مورد رحلت و یا شهادت پیامبر بزرگ اسلام حضرت محمد صلوات الله علیه بحث زیاده و نمیشه به اجماع کلی رسید و جز خداوند و تنها وارث بر حق پیامبر حضرت مهدی ارواحنا فدا کسی بر اصل ماجرا آگاه نیست . بیشتر این بحث و یک بحث برای آشنایی با عقاید بدانید و ما بر اساس نظر اکثریت مراجع و علما رحلت را مبنا قرار میدهیم اما باز هم باید تحقیق کرد و موشکافانه بررسی کرد با اینکه حتمیتی در این زمان برای ما در اثبات 100 درصد این مطلب یکم سخت می باشد .

موفق باشید .

م .ایران


این مطلب و که میزارم از سایت موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر می زارم . مطلب جالبی هست و زیاد روش بحث کردن پبشنهاد میدم مطلب و بخونید و در صورت تمایل به سایت مورد نظر در انتهای مطلب برید و بقیه نظرات دوستان و بخوانید




دانشمندان مسلمان در باره اين كه پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله وسلم چگونه از دنيا رفت، ديدگاه‌هاى گوناگونى دارند؛ بسيارى از علماى شيعه و سنى معتقدند كه آن حضرت را مسموم كردند و همين سم در بدن آن حضرت اثر كرده و او را به شهادت رسانده است.

حاكم نيشابورى عالم معروف اهل سنت در كتاب معتبر المستدرك على الصحيحين مى‌نويسد:

ثنا داود بن يزيد الأودي قال سمعت الشعبي يقول والله لقد سم رسول الله صلى الله عليه وسلم وسم أبو بكر الصديق وقتل عمر بن الخطاب صبرا وقتل عثمان بن عفان صبرا وقتل علي بن أبي طالب صبرا وسم الحسن بن علي وقتل الحسين بن علي صبرا رضي الله عنهم فما نرجو بعدهم.

الحاكم النيسابوري، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاي 405 هـ)، المستدرك علي الصحيحين، ج3، ص61، ح4395، تحقيق: مصطفي عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.

داود بن يزيد گويد كه از شعبى شنيدم كه مى‌گفت: به خدا قسم رسول خدا و ابوبکر با سمّ کشته شدند و عمر و عثمان و على بن ابيطالب با شمشير کشته شدند و حسن بن على با سم و حسين بن على با شمشير کشته شد.

و باز در روايت ديگر نقل مىكند:

ثنا السري بن إسماعيل عن الشعبي أنه قال ماذا يتوقع من هذه الدنيا الدنية وقد سم رسول الله صلى الله عليه وسلم وسم أبو بكر الصديق وقتل عمر بن الخطاب حتف أنفه وكذلك قتل عثمان وعلي وسم الحسن وقتل الحسين حتف أنفه.

سرى بن اسماعيل از شعبى نقل كرده است كه او گفت: از اين دنياى پست چه توقعى داريد؛ در حالى كه رسول خدا (ص) و ابوبكر مسموم شدند، عمر بن الخطاب، عثمان، و على (ع) كشته شدند، حسن (ع) مسموم شد و حسين (ع) ناگهانى كشته شد.

الحاكم النيسابوري، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاي 405 هـ)، المستدرك علي الصحيحين، ج3، ص67، ح4412، تحقيق: مصطفي عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.

همچنين بسيارى از بزرگان اهل سنت همين مطلب را از عبد الله بن مسعود نقل كرده‌اند:

حدثنا عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا عبد الرَّزَّاقِ ثنا سُفْيَانُ عَنِ الأَعْمَشِ عن عبد اللَّهِ بن مُرَّةَ عن أبي الأَحْوَصِ عن عبد اللَّهِ قال لأَنْ أَحْلِفَ تِسْعاً ان رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قُتِلَ قَتْلاً أَحَبُّ الي من أَنْ أَحْلِفَ وَاحِدَةً انه لم يُقْتَلْ وَذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ جَعَلَهُ نَبِيًّا وَاتَّخَذَهُ شَهِيداً.

از عبدالله بن مسعود روايت شده است که مى‌‌گفت: اگر ۹ بار قسم بخورم که رسول خدا کشته شده اشت برايم محبوب‌تر است از اين که يک بار قسم بخورم که او کشته نشده است؛ زيرا خداوند او را پيامبر و شهيد قرار داده است.

الصنعاني، ابوبكر عبد الرزاق بن همام (متوفاي211هـ)، المصنف، ج5، ص269، ح9571، تحقيق حبيب الرحمن الأعظمي، ناشر: المكتب الإسلامي - بيروت، الطبعة: الثانية، 1403هـ؛

الزهري، محمد بن سعد بن منيع ابوعبدالله البصري (متوفاي230هـ)، الطبقات الكبرى، ج2، ص201، ناشر: دار صادر – بيروت؛

الشيباني، ابوعبد الله أحمد بن حنبل (متوفاي241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج1، ص408، ح3873؛ ج1، ص434، ح4139، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر؛

ابن كثير الدمشقي، ابوالفداء إسماعيل بن عمر القرشي (متوفاي774هـ)، البداية والنهاية، ج5، ص227، ناشر: مكتبة المعارف – بيروت؛

ابن كثير الدمشقي، ابوالفداء إسماعيل بن عمر القرشي (متوفاي774هـ)، السيرة النبوية، ج4، ص449، طبق برنامه الجامع الكبير؛

السيوطي، جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاي911هـ)، الحاوي للفتاوي في الفقه وعلوم التفسير والحديث والاصول والنحو والاعراب وسائر الفنون، ج2، ص141، تحقيق: عبد اللطيف حسن عبد الرحمن، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1421هـ - 2000م.

هيثمى بعد از نقل اين روايت مى‌گويد:

رواه أحمد ورجاله رجال الصحيح.

احمد آن را نقل كرده و راويان آن، راويان صحيح بخارى هستند.

الهيثمي، ابوالحسن علي بن أبي بكر (متوفاي 807 هـ)، مجمع الزوائد ومنبع الفوائد، ج9، ص34، ناشر: دار الريان للتراث/‏ دار الكتاب العربي - القاهرة، بيروت – 1407هـ.

حاكم نيشابورى بعد از نقل اين روايت مى‌گويد:

 هذا حديث صحيح على شرط الشيخين ولم يخرجاه.

اين حديث طبق شرائطى كه بخارى و مسلم براى صحت روايت قائل هستند، صحيح است؛ ولى آن دو نقل نكرده‌اند.

الحاكم النيسابوري، ابو عبدالله محمد بن عبدالله (متوفاي 405 هـ)، المستدرك علي الصحيحين، ج3، ص60، ح4394، تحقيق: مصطفي عبد القادر عطا، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت الطبعة: الأولى، 1411هـ - 1990م.

و از علماى شيعه، شيخ مفيد رضوان الله تعالى عليه مى‌نويسد:

رسول الله صلى الله عليه وآله محمد بن عبد الله... وقبض بالمدينة مسموما يوم الاثنين لليلتين بقيتا من صفر....

رسول خدا صلي الله عليه وآله در روز دوشنه 28 صفر در مدينه در حالى كه مسموم شده بود، از دنيا رفت.

الشيخ المفيد، محمد بن محمد بن النعمان ابن المعلم أبي عبد الله العكبري البغدادي (متوفاي413 هـ)، المقنعة، ص456، تحقيق و نشر: مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين ـ قم، الطبعة: الثانية، 1410 ه‍

مرحوم شيخ طوسى در كتاب تهذيب الأحكام مىنويسد:

محمد بن عبد الله... وقبض بالمدينة مسموما يوم الاثنين لليلتين بقيتا من صفر سنة عشرة من الهجرة.

محمد بن عبد الله (صلى الله عليه وآله وسلم )... در روز دوشنبه 28 صفر سال دهم هجرى در حالى از دنيا رفت كه مسموم شده بود.

الطوسي، الشيخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علي بن الحسن (متوفاي460هـ)، تهذيب‏الأحكام، ج6 ص2، تحقيق: السيد حسن الموسوي الخرسان، ناشر: دار الكتب الإسلامية ـ طهران، الطبعة الرابعة،‌1365 ش.

و نيز مرحوم علامه حلى در تحرير الأحكام مى‌گويد:

محمد بن عبد الله... وقبض بالمدينة مسموما يوم الاثنين لليلتين بقينا من صفر سنة عشرين من الهجرة.

الحلي الأسدي، جمال الدين أبو منصور الحسن بن يوسف بن المطهر (متوفاي 726هـ)، تحرير الأحكام، ج2 ص118، تحقيق: الشيخ إبراهيم البهادري، ناشر: مؤسسة الإمام الصادق ( عليه السلام ) ـ قم، الطبعة: الأولى، 1420 ه‍

اما اين كه چه كسى و در چه زمانى آن حضرت را سمّ داده است، همانند بسيار ديگر از زواياى زندگى آن حضرت براى ما روشن نيست.

محمد بن اسماعيل بخارى در صحيحش مى‌نويسد:

قالت عَائِشَةُ رضي الله عنها كان النبي صلى الله عليه وسلم يقول في مَرَضِهِ الذي مَاتَ فيه يا عَائِشَةُ ما أَزَالُ أَجِدُ أَلَمَ الطَّعَامِ الذي أَكَلْتُ بِخَيْبَرَ فَهَذَا أَوَانُ وَجَدْتُ انْقِطَاعَ أَبْهَرِي من ذلك السُّمِّ.

عايشه گفته است كه رسول خدا در مريضى خود ( كه در آن از دنيا رفتند) مى‌فرمودند تا كنون درد غذايى را كه در خيبر خوردم احساس مى‌كردم و الآن زمانى است كه احساس كردم شريان‌هاى قلبم از آن پاره شده است.

البخاري الجعفي، ابوعبدالله محمد بن إسماعيل (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري، ج4، ص1611، ح4165، كِتَاب الْمَغَازِي، بَاب مَرَضِ النبي (ص) وَوَفَاتِهِ، تحقيق د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.

شايد برخى بگويند كه چنين مطلبى بعيد به نظر مى‌رسد كه سمى بعد از چهار سال اثر كند، ضمن اين كه پيامبر اسلام قبل از خوردن آن سم در جنگ خيبر از مسموم بودن گوشت گوسفند آگاه شد و از خوردن دست كشيد؛ چنانچه ابن كثير دمشقى مى‌نويسد:

وفي صحيح البخاري «عن ابن مسعود قال: لقد كنا نسمع تسبيح الطعام وهو يؤكل» يعني بين يدي النبي وكلمه ذراع الشاة المسمومة وأعلمه بما فيه من السم

در صحيح بخارى از ابن مسعود نقل شده است كه مى‌گفت: «ما صداى تسبيح گفتن غذا را هنگامى كه رسول خدا از آن تناول مى‌فرمود، مى‌شنيديم». يعنى در جلوى پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم. و گوشت سردست مسموم با حضرت سخن گفت و ايشان از سمى بودن خود مطلع كرد.

ابن كثير الدمشقي، ابوالفداء إسماعيل بن عمر القرشي (متوفاي774هـ)، البداية والنهاية،ج 6، ص286، ناشر: مكتبة المعارف – بيروت.

در نتيجه اين كه چه كسى پيامبر را سمّ داده و اين سمّ در چه زمانى بوده است، براى ما به صورت دقيق روشن نيست.

و از طرف ديگر ميى‌بينيم كه محمد بن اسماعيل بخارى و مسلم و بسيارى ديگر از بزرگان اهل سنت نوشته‌اند:

قالت عَائِشَةُ لَدَدْنَاهُ في مَرَضِهِ فَجَعَلَ يُشِيرُ إِلَيْنَا أَنْ لَا تَلُدُّونِي فَقُلْنَا كَرَاهِيَةُ الْمَرِيضِ لِلدَّوَاءِ فلما أَفَاقَ قال أَلَمْ أَنْهَكُمْ أَنْ تَلُدُّونِي قُلْنَا كَرَاهِيَةَ الْمَرِيضِ لِلدَّوَاءِ فقال لَا يَبْقَى أَحَدٌ في الْبَيْتِ إلا لُدَّ وأنا أَنْظُرُ إلا الْعَبَّاسَ فإنه لم يَشْهَدْكُمْ.

عايشه گفته است در دهان رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم در زمان مريضى ايشان به زور دوا ريختيم، پس با اشاره به ما فهماندند كه به من دوا نخورانيد،‌ ما با خود گفتيم اين از آن جهت است كه مريض از دوا بدش مى‌آيد و وقتى حضرت بهتر شد، فرمودند: آيا من شما را از اين كه به من دوا بخورانيد نهى نكردم ؟ پس فرمودند: بايد در دهان هر كسى كه در اين خانه است،‌ در جلوى چشم من دوا ريخته شود؛ غير از عباس كه او شاهد ماجرا نبوده است.

البخاري الجعفي، ابوعبدالله محمد بن إسماعيل (متوفاي256هـ)، صحيح البخاري، ج4، ص1618، ح4189، كِتَاب الْمَغَازِي، بَاب مَرَضِ النبي (ص) وَوَفَاتِهِ؛ ج5، ص2159، ح5382، كِتَاب الطِّبِّ، بَاب اللَّدُودِ؛ ج6، ص2524، ح6492،كِتَاب الدِّيَاتِ، بَاب الْقِصَاصِ بين الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ في الْجِرَاحَاتِ؛ ج6، ص2527، ح6501، بَاب إذا أَصَابَ قَوْمٌ من رَجُلٍ هل يُعَاقِبُ، تحقيق د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987؛

النيسابوري القشيري، ابوالحسين مسلم بن الحجاج (متوفاي261هـ)، صحيح مسلم، ج4، ص1733، ح2213، كِتَاب السَّلَامِ، بَاب كَرَاهَةِ التَّدَاوِي بِاللَّدُودِ، تحقيق: محمد فؤاد عبد الباقي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت.

نكته جالب توجه اين است كه بخارى اين حديث را در كتاب ديات، باب قصاص نقل كرده است

ابن حجر عسقلانى در شرح اين روايت مى‌نويسد:

(قوله لددناه) أي جعلنا في جانب فمه دواه بغير اختياره وهذا هو اللدود.

اين كه گفته: «لددنا» يعنى اين كه ما در دهان آن حضرت بدون اين كه اختيارى داشته باشد (بازور) دوا ريختيم.

در اين جا چند سؤال از برادران اهل سنت داريم كه اميد است پاسخ بدهند:

1. چرا عايشه و كسانى كه در آن‌جا حضور داشتند، حرف پيامبر را گوش نكردند و على رغم نهى آن حضرت، دارو را با زور در حلق آن حضرت ريختند ؟ مگر نه اين كه قرآن كريم مى‌فرمايد:

وَما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا. الحشر / 7.

هر دستورى كه رسول به شما داد اطاعت كنيد و از هر گناهى نهيتان كرد آن را ترك كنيد، و از خدا بترسيد كه خدا عقابى سخت دارد.

2. چرا عايشه پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله وسلم را با ديگر مريض‌ها يكسان مى‌بيند ؟ مگر نه اين كه خداوند مى‌‌فرمايد:

وَمَا يَنطِقُ عَنِ الهَْوَى‏. إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْى يُوحَى‏. النجم / 3 و 4.

هرگز از روى هوى و هوس سخن نمى‏گويد و آنچه مى‏گويد چيزى جز وحيى كه به وى مى‏شود نيست.

چرا فكر كرد كه هر مريضى حتى پيامبر خوردن دوا را دوست ندارد؟

آيا پيامبر اسلام به اندازه اطرافيان درك نمى كرد كه چه چيزى براى او خوب است و چه چيزى بد ؟ يا اين كه اطرافيان مى‌خواستند با انجام اين عمل، همان سخن افرادى را تكرار كنند كه به هنگام درخواست قلم و كاغذ به پيامبر گرامى (ص) نسبت هذيان دادند ؟

و از همه عجيب‌تر اين است كه نقل كرده‌اند: پيامبر اسلام بعد از اين كه به هوش آمد، دستور داد به همه آن‌ها كه به زور به حضرت دوا داده بودند، از همان دوا بخورانند غير از عمويش عباس ! چرا پيامبر اسلام همه را مجازات مى‌كند ؟ مگر قرآن كريم نفرموده:

وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى‏. الأنعام / 164 و الأسراء /15 و فاطر 18 و الزمر / 7.

هيچ گنهكارى بار گناه ديگرى را بر دوش نمى‏كشد.

با اين تفاصيل بايد براى مظلوميت آقا رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم بيش از همه اشك ريخت كه در ميان امت خود و حتى در خانه خود بيش از همه مظلوم بوده است.

 

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتى حضرت ولى عصر (عج)


لینک منبع :

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=question&id=1084





بعضی نظرات:



نام و نام خانوادگي:  عالم مقدس ملکوت     -   تاريخ:  02 بهمن 90 - 20:35:05
بسم الله الرحمن الرحيم .... سلام عليكم ... ضمن عرض تسليت به مناسبت وفات سرور كائنات حضرت محمد بن عبد الله صلي الله عليه و اله و سلم و شهادت سبط نبي اكرم امام حسن مجتبي و امام علي بن موسي الرضا عليهما الاف التحيه و الثنا خدمت همه مسلمين و شيعيان جهان ....
در مورد شبهه ايجاد شده بايد عرض كنم ان چه مورد اتفاق و اجماع مسلمين تاكنون بوده بنا به رحلت نبي اكرم صلي الله عليه و اله مي باشد و تواريخ بزرگ و سندهاي اصلي مانند طبري وفات ذكر كرده اند .... و اين موضوع كه حضرت در جنگ خيبر غذايي تناول كرده باشند و بعدها اين زهر اثر كرده باشد دور از ذهن به نظر ميرسد چرا كه زهر انسان را در ان واحد يا حد اكثر يك روز بعد از بين ميبرد ..... لذا بهتر است همان وفات كه اجماع مسلمين هست بسنده كنيم ..... گرچه نكته اي را تذكر ميدهم كه پيامبر اكرم روحي فداه اصلا وفات يا شهادت در مورد وجود اقدسش معنا ندارد زيرا خود ايشان دليل شهادت افراد هستند يعني شهادت به معنايي والا رسيدن به قرب خدا و رسول خداست كه ائمه معصومين عليهم السلام در راه خدا و رسول خدا شهيد شدند و حال ان نبي اكرم خود مقصد شهادت و فضيلت است و در همه حال حتي اگر در بستر هم رحلت فرموده باشند شهيد هستند چون شهيد تنها به زهر و ضربت نيست بلكه كسي كه در راه خدا يك عمر خدمت كرده شهيد مي باشد ..... در ضمن در سنن النبي علامه طباطبايي وارد است كه ان بزرگوار هر هديه را قبول نمي فرمود مگر حلوا و عطر و حال محل تعجب است كه در خيبر از يك زن يهوديه هديه اي دريافت كند براي تناول !!
لا اله الا الله محمد رسول الله
کريم السجايا جميل الشيم
نبي البرايا شفيع الامم
امام رسل، پيشواي سبيل
امين خدا، مهبط جبرئيل
شفيع الوري، خواجه بعث و نشر
امام الهدي، صدر ديوان حشر
کليمي که چرخ فلک طور اوست
همه نورها پرتو نور اوست
يتيمي که ناکرده قرآن درست
کتب خانه‌ي چند ملت بشست
چو عزمش برآهخت شمشير بيم
به معجز ميان قمر زد دو نيم
چو صيتش در افواه دنيا فتاد
تزلزل در ايوان کسري فتاد
به لاقامت لات بشکست خرد
به اعزاز دين آب عزي ببرد
نه از لات و عزي برآورد گرد
که تورات و انجيل منسوخ کرد
شبي بر نشست از فلک برگذشت
به تمکين و جاه از ملک برگذشت
چنان گرم در تيه قربت براند
که در سدره جبريل از او بازماند
بدو گفت سالار بيت‌الحرام
که اي حامل وحي برتر خرام
چو در دوستي مخلصم يافتي
عنانم ز صحبت چرا تافتي؟
بگفتا فراتر مجالم نماند
بماندم که نيروي بالم نماند
اگر يک سر مو فراتر پرم
فروغ تجلي بسوزد پرم
نماند به عصيان کسي
در گرو که دارد چنين سيدي پيشرو
چه نعت پسنديده گويم تورا؟
عليک السلام اي نبي الوري
درود ملک بر روان تو باد
بر اهل بيت و بر پيروان تو باد



بسند صحيح عن الإمام الصادق(عليه السلام) قال:((إن الحسن(عليه السلام) قال لأهل بيته: إني أموت بالسم كما مات رسول الله(صلى الله عليه وآله) !.:
وما رواه العياشي عن الإمام الصادق(عليه السلام) قال:((تدرون مات النبي(صلى الله عليه وآله) أو قتل؟ إن الله يقول: أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ ، فسُمَّ قبل الموت ، إنهما سقتاه):امام صادق ع ميفرمايد قبل از مردن اون دو زن بيامبر مسموم كردند


با سلام
شما متن تان را خوب ننوشته ايد و اين طور به خواننده القا ميشود که انگار ميخواهيد تلويحاً بگوييد که عايشه قصد مسموم کردن پيامبر را داشت، در حالي که فکر نميکنم کسي در شيعه تا به حال چنين ادعايي کرده باشد، به قول معروف در دشمني هم بايد اندازه نگه داشت و جز حق نگفت، ولايجرمنکم شنان قوم علي الا تعدلوا... هر چند شما اين ادعا را نکرده ايد اما ترتيب بيان اين طور القا ميکند پيشنهاد من اين است که به شکل زير بنويسيد.
نقل قضيه ي رفتار عايشه با پيامبر در دوا دادن به زور را در يک سرفصل جداگانه بياوريد، به عنوان حوادث مرتبط با زمان وفات و بعد تحليل هايش را بياوريد به اين صورت: 1. اگر حديث درست است پس عايشه درک درستي از جايگاه پيامبر نداشت، به خاطر اين رفتارش و ايرادهايي که به آن وارد است و خودتان اشاره کرده ايد.
2. اگر حديث نادرست است پس چون حديث از صحيح بخاري نقل شده است، دليلي ديگر است، علاوه بر دلايل بسيار ديگر، که کتاب بخاري آن گونه که مدعي هستند کتاب صحيحي نيست ...
آنگاه خواننده ي مخالف يا بايد ايراد وارد ه به عايشه را رفع کند که در اين صورت مجبور است حديث را زير سوال ببرد يا درستي حديث را ميپذيرد که در آن صورت شأن عايشه از آن چيزي که ساخته اند پايين تر مي آيد ... فبهت الذي ...



و ....


خودتون قضاوت کنید.


برچسب‌ها: پیامبر, شبهات
نوشته شده توسط نویسنده : ایران در شنبه 1390/11/08 |