تبليغاتX
۞۞ همه چیز از همه جا ۞۞ - اِن شاء اللّه
اِن شاء اللّه دوشنبه 1389/06/29 2:26 قبل از ظهر


یه داستان واقعی و جالب

اِن شاء اللّه

عنه عليه السلام : إنّ قَوما مِن اليَهودِ سَألُوا النبيَّ صلى الله عليه و آله عَن شيءٍ ، فقالَ : ائتُوني غَدا ـ و لم يَستَثنِ ـ حتّى اُخبِرَكُم ، فَاحتَبَسَ عَنهُ جَبرَئيلُ عليه السلام أربَعينَ يَوما ، ثُمّ أتاهُ و قالَ : «و لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَدَا * إلاّ أنْ يَشاءَ اللّه ُ و اذْكُرْ رَبَّكَ إذا نَسِيْتَ وَ قُلْ عَسَى أنْ يَهدِيَنِ رَبِّي لِأقرَبَ مِنْ هذا رَشَدا » 


امام على عليه السلام : گروهى از يهود چيزى از پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيدند ، حضرت فرمود : فردا بياييد تا جوابتان را بدهم ـ و اِن شاء اللّه نگفت ـ ؛ پس تا چهل روز از آمدن جبرئيل عليه السلام نزد پيامبر جلوگيرى شد . و پس از آن، بر پيامبر فرود آمد و گفت : «هرگز در مورد چيزى مگوى كه من آن را فردا انجام خواهم داد. مگر خداوند بخواهد، و چون فراموش كنى، پروردگارت را به ياد آور و بگو: اميد كه پروردگارم مرا به راهى كه نزديك تر از اين به صواب است، هدايت كند» .


نوشته شده توسط نویسنده : ایران  | لینک ثابت |