آيتالله بهجت ميگويد: شب قبل از وفات آقاي قاضى، كسي خواب ديده بود كه تابوتي را ميبرند كه رويش نوشته شده بود: «توفي وليالله» (ولي خدا وفات كرد)؛ فردا ديدند آقاي قاضي وفات كرده است.
امروز سالروز وفات آيتالله ميرزا سيدعلي آقا قاضي، از عرفاي بزرگ جهان تشيع است.
علامه ميرزا علي آقا قاضي از بزرگترين عرفاي جهان تشيع و استاد بسياري از عارفان و سالكان در سالهاي اخير است.
وي در سيزدهم ذي الحجه سال 1285 هجري قمري در تبريز متولد شد، پدرش سيد
حسين قاضي، انساني وارسته و از شاگردان برجسته آيتالله ميرزا محمد حسن
شيرازي بود و از او اجازه اجتهاد داشت.
اجداد آقاي قاضي تا چهارده جد، همگي از علماي بزرگ بودند. سيد علي آقا
قاضي از همان ابتداي جواني تحصيلات خود را نزد پدر و ميرزا موسي تبريزي و
ميرزا محمد علي قراچه داغي آغاز نمود و درس هايي مانند تفسير، ادبيات
فارسي و عربي را در همان سالها فرا گرفت.
وي ادبيات فارسي و عربي را نزد شاعر نامي و دانشمند معروف، ميرزا محمد تقي
تبريزي معروف به حجتالاسلام و متخلص به نيّر آموخت و از وي اشعار زيادي
به فارسي و عربي نقل ميكرد.
او در سن بيست و يك سالگي كتاب «ارشاد» شيخ مفيد را تصحيح نمود و در سال
1308 هجري قمري به قصد زيارت امير مؤمنان علي (ع) همراه با كارواني به نجف
مشرف شد و تا آخر عمر آنجا را موطن اصلي خويش قرار داد.
پس از اقامت در نجف اشرف تحصيلات حوزوي خود را نزد اساتيدي مانند مرحوم
فاضل شربيانى، شيخ محمد مامقاني، آخوند خراساني، شيخ فتح الله شريعت، عارف
نخجواني و ... ادامه داد.
او به دليل تلاش و پشتكار فراوان، توانست در سن بيست و هفت سالگي به درجه
اجتهاد برسد. وي در نجف اشرف، نزد دو عارف معروف، يعني آيتالله شيخ محمد
بهاري و آيتالله سيد احمد كربلايي ـ كه از شاگردان آخوند ملاحسينقلي
همداني بودند ـ به كسب مكارم اخلاقي و عرفاني پرداخت و به همين خاطر،
سلسله اساتيد عرفاني آيتالله قاضي به آخوند ملا حسينقلي همداني و سپس به
حاج سيد علي شوشتري و پس از آن به شخصي به نام ملا قلي جولا ميرسد.
آيتالله قاضي طي سه دوره، اخلاق و عرفان اسلامي را براي شاگردان خود
تدريس نمود و شاگردان بسياري را تربيت كرد، هر چند تنها نام بعضي از آنان
شناخته شده است. شاگرداني مانند: آيتالله شيخ محمد تقي آملي، علامه
طباطبايي، آيتالله الهي طباطبايي، آيتالله محمد تقي بهجت، آيتالله سيد
عبدالكريم كشميري، آيت الله شهيد دستغيب، آيت الله نجابت شيرازي، علامه
سيد حسن مصطفوي، آيتالله علي اكبر مرندي، آيتالله سيد عباس كاشاني و حاج
سيد هاشم حداد.
آيتالله خسروشاهي از علامه طباطبائي نقل كرده كه فرمود: كتابهاي معقول
را خواندم؛ ولي وقتي خدمت سيد علي آقا قاضي رسيدم، فهميدم كه يك كلمه هم
نفهميدم.
مرحوم قاضي، از مجتهدين بزرگ بود، اما مقيد بود كه در منزل خود درس بگويد
و چند دوره فقه نيز تدريس نمود. وي در رشته هاي ديگر نظير ادبيات عرب نيز
بسيار مبرز بود. او در ادبيات عرب، 40 هزار لغت از حفظ داشت و شعر عربي را
چنان مي سرود كه شعراي عرب، تشخيص نمي دادند سراينده اين شعر، عرب نيست.
در تفسير قرآن نيز يد طولاني داشت چنانكه علامه طباطبايي صاحب تفسير
الميزان مي فرمايد: اين سبك تفسير آيه به آيه را مرحوم قاضى به ما تعليم
دادند و ما در تفسير [الميزان]، از مسير و روش ايشان پيروى ميكنيم. ايشان
در فهم معاني روايات وارده از ائمه معصومين (ع) ذهن بسيار باز و روشني
داشتند و ما طريقه فهم احاديث را كه «فقهالحديث» گويند از ايشان
آموختهايم.
مرحوم قاضي در عرفان و تصوف، كتاب فتوحات مكيه ابن عربي را به شاگردان
خصوصي خود تدريس مي كرد. يكي از شاگردانش نقل ميكند: بار اولي كه ما آيت
الله قاضي را ديديم، خيلي ما را تحويل گرفتند. در اثر اين التفات زياد، من
زبانم باز شد و گفتم: «آقا! اين وضع اهل معرفت، به خيال است يا به حقيقت؟»
ناگهان چشمهاي استاد، درشت شد و گفت: «فرزندم! من چهل سال است با حضرت حق
هستم و دم از او ميزنم؛ اين پندار و خيال است؟»
حالات عرفاني و كرامات متعددي از وي نقل شده است كه به يك نمونه اشاره ميشود.
مرحوم آيتالله سيد عباس كاشاني كه از آخرين شاگردان آقاي قاضي محسوب مي
شود، جرياني نقل مي كند كه خود شاهد و ناظر آن بود. وي مي گويد: خانم يكي
از علماي آن زمان كه در فقه و اصول، شاگردان زيادي داشت مريض شد و روز به
روز حالش بدتر مي شد، تا اين كه يك روز صبح حالش از هر روز بدتر شد و از
هوش رفت و ديدند كه امروز و فردا است كه آن خانم از دنيا برود، آن فقيه،
سراسيمه نزد آقاي قاضي آمد، آقاي قاضي فرمود: خانم چطور است؟ آن عالم،
گريه كرد و گفت: آقا دارد از دستم مي رود. اگر امروز او بميرند فردا هم من
مي ميرم. اين زن و مرد، سي و هفت سال با هم زندگي مي كردند و بچه هم
نداشتند و خيلي انيس هم بودند. آقاي قاضي يكي از مختصاتش اين بود كه به
صورت كسي نگاه نميكرد، همينطور كه سرش پايين بود تند تند دعا ميخواند و
چشمهايش نيز بسته بود. بعد دستش را بلند كرده و چشمانش را پاك كرد و گفت:
شما بفرمائيد منزل، خداوند ايشان را به شما برگرداند. او هم به آقاي قاضي
خيلي اعتقاد داشت و ميدانست هر چه بگويد حق است. زماني كه آن عالم به
خانه اش بر ميگردد، ميبيند خانمش كه او را صبح به سمت قبله دراز كرده
بودند و هيچ حرفي نميزد، خوب و سر حال است و آن خانم به آقا ميگويد: از
شما ممنونم كه پيش آقاي قاضي رفتيد، من همان موقع از دنيا رفته بودم، چند
دقيقهاي بود كه قالب، تهي كرده بودم، من را تا آسمان چهارم بردند و آن جا
صدايي شنيدم كه آقاي قاضي با احترام، درخواست تمديد حيات ايشان را كرده و
همان موقع مرا برگرداندند.
به نظر نگارنده مهمترين ويژگي و كرامت آقاي قاضي، اين بود كه به توحيد
صحيح حق تعالي، به شكل علمي و عملي معرفت يافت و موحد حقيقي و واقعي شد و
هدف دين را در خود پياده نمود، و به تعبير ديگر او هم از راه عقل و هم از
راه كشف و شهود به توحيد قرآني دست يافت و حقيقت آيه «هُوَ الْأَوَّلُ
وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ»
(اوّل و آخر و پيدا و پنهان اوست و او به هر چيز داناست) (سوره حديد آيه
سوم) را در حد امكان خود، ادراك كرد.
علامه قاضي، به نماز شب بسيار اهميت ميداد و در اولين ديدار خود با علامه
طباطبايي فرموده بود: اي فرزند اگر دنيا مي خواهي نماز شب بخوان و اگر
آخرت مي خواهي نماز شب بخوان.
بنا به نقل مشهور، آيه الله ميرزا علي آقا قاضي، سرانجام در روز دوشنبه
چهارم ماه ربيع الاول سال 1366 هجري قمري در 81 سالگي در نجف اشرف وفات
كرد و در وادي السلام دفن گرديد.
آيتالله بهجت در اين باره فرمود: شب قبل از وفات آقاي قاضى، كسي خواب
ديده بود كه تابوتي را ميبرند كه رويش نوشته شده بود: «توفي ولي الله»
(ولي خدا وفات كرد)؛ فردا ديدند آقاي قاضي وفات كرده است.
منابع:
ـ مهر تابان، ص 13 به بعد
ـ گنجينه دانشمندان ج 2 ص 288
ـ درياي عرفان، ص 30
ـ كتاب عطش قسمت مصاحبه با علامه سيد عباس كاشاني
ـ اسوه عارفان، شرح حال مرحوم قاضي.
*********
آثار دستورات و جلسات آيتالله قاضي
نظیر
این مطلب را مرحوم آیت الله حاج شیخ عباس قوچانی از خودشان نقل کردند؛
البته در یک اربعین یا بیشتر، مرحوم قاضی دستوراتی برای ذکر و ورد و فکر
به ایشان داده بودند که از جمله آثارش این بود که: هر وقت در کوچه و بازار
که می رفتم چشمم به زن نامحرمی می افتاد، بدون اختیار پلکهایم به روی هم
می آمد؛ و این مشهود بود که بدون اراده و اختیار من است. »
ما هر چه داریم از قاضی است!
استاد
سبحانی می فرماید: مرحوم حاج میرزا علی آقای قاضی ... در دوره خود یگانه
استاد اخلاق و سیر وسلوک در حوزه نجف بود و شخصیت های عظیمی به وسیله
ایشان پرورش یافته و جمع کثیری از بزرگان به یمن تربیت و تکمیل او، قدم در
دائره کمال گذاشته و از سکان دار خلد و محرمان حریم قرب شدند. نمونه ای از
تلامذه و تربیت یافتگان مکتب سیر و سلوک وی، مرحوم استاد فقیه [ علامه
طباطبائی ] است که خود در این مورد چنین می گفت:« ما هر چه در این مورد
داریم از مرحوم قاضی داریم؛ چه آنچه را که در حیاتش از او تعلیم گرفتیم و
از محضرش استفاده کردیم و چه طریقی که خودمان داریم، از مرحوم قاضی گرفته
ایم. »
خسر الدنیا و الآخره
آیت الله شیخ علی سعادت پرور می
فرمود: « مرحوم عارف کامل آیت الله میرزا علی اکبر مرندی در برخی از نامه
هایش به علامه طباطبائی، نوشته بود: « مرحوم استاد آقا قاضی ما را خسر
الدنیا و الآخره کرده! نه از دین بهره ای داریم و نه از آخرت! » و منظورش
این بود که کسی که بوی آقای قاضی به او خورده بود دیگر میل و رغبتی به
دنیا و آخرت از خود نشان نمی داد و تنها غم و همش رسیدن به « او» (خدا)
بود. »
مشاهده زندگی!
از آیت الله نجابت نقل شده است که: «
آیت الله خویی مدتی محضر آیت الله میرزا علی آقای قاضی (ره) مشرف می شوند،
در همان اوان در اثر اذکار و دستوراتی که از آقای قاضی اخذ کرده و مشغول
بودند واقعه ای برای ایشان رخ داده بود که در آن حال، آینده خود را مشاهده
کرده بودند از گسترش حوزه درسی خودشان تا مرجعیت عامی که پیدا می کنند تا
سال های آخر عمر که از طرف حکومت عراق در مضیقه قرار داشتند و بالجمله تا
می رسند به این جا که صدا از گلدسته های حرم امیرالمؤمنین بلند می شود که
آیت الله العظمی خویی وفات کرد.به این جا که می رسند ترس و هراس ایشان را
فرا می گیرد و فوراً از حجره ای که در آن بودند بیرون می آیند و آن حال
واقعه ادامه پیدا نمی کند.
آقای قاضی(ره) فرمودند: « اگر صبر کرده بود و نترسیده بود برزخ خودش را هم می دید حتی قیامت خودش را هم می دید. »
آیت
الله نجابت فرمودند: « آیت الله خویی یک وقت گفته بودند، بنده خدمت آقای
قاضی مشرف شدم و تا آن جا که حرف ایشان را می فهمیدم رفتم اما آن جایی که
نفهمیدم دیگر نرفتم ولی خدمت ایشان ارادت دارم. »
***
توصيه ها (آيتالله قاضي)
مرحوم آقای سید هاشم رضوی هندی می فرمایند:
روزی یکی را به محضر آقای قاضی آوردند که مثلا آقا دستش را بگیرد و راهنمایی اش کند. مرحوم آقای قاضی فرموده بودند:
« به این آقا بگویید که نماز را در اول وقت بخواند. »
بعد معلوم شد که آن آقا وسواس در عبادات داشته و نماز را تا آخر وقت به تأخیر می انداخته است.
اما وصیت های دیگر، عمده آنها نماز است. می فرمودند نماز را بازاری نکنید اول وقت به جا بیاورید با خضوع و خشوع.
اگر
نماز را تحفظ کردید همه چیزتان محفوظ میماند و تسبیح صدیقه کبری سلام الله
علیها که از ذکر کبیر به شمار می آید و آیت الکرسی در تعقیب نماز ترک نشود.
دعا در قنوت نماز
آقای قاضی به شاگردان خود دستور می دادند این دعا را در قنوت نماز هایشان بخوانند:
« اللهم ارزقنی حبّک و حبّ ما تحبه، و حبّ من یحبّک، والعمل الذی یبلغنی إلی حبّک واجعل حبّک احبّ الاشیاء إلی. »
قرآن
آیت الله نجابت می فرمودند:
آیت الله میرزا علی قاضی به مرحوم آیت الله شیخ علی محمد بروجردی
(از شاگردان برجسته آقای قاضی) فرموده بودند که:
«
هیچ گاه از قرآن جدا مشو و ایشان تا آخر عمر بر این سفارش آقای قاضی
وفادار و پایبند بود. هر وقت از کارهای ضروری و روزمره فارغ می شد، قرآن
می خواند و با قرآن بود. »
آقای سید محمد حسن قاضی می فرمایند:
« چند سفارش ایشان عبارت است از:
اول روخوانی قرآن. می فرمودند قرآن را خوب و صحیح بخوانید.
توصیه
دیگر ایشان راجع به دوره تاریخ اسلام بود. می فرمودند یک دوره تاریخ اسلام
را از ولادت حضرت پیغمبر(ص) تا 255 هـ.ق یا 260 هـ.ق بخوانید. و بعد از
عمل به این ها می فرمودند برو نماز شب بخوان! »
آیت الله قاضی در نامه ای به آیت الله طباطبایی می فرمودند:
« دستورالعمل، قرآن کریم است؛ فیه دواء کل دواء و شفاء کل عله و دوا کل غله علماً و عملاً و حالاً.
آن
قره العیون مخلصین را همیشه جلوی چشم داشته باشید و با آن هادی طریق مقیم
و صراط مستقیم سیر نمایید و از جمله سیرهای شریف آن قرائت است به حسن صورت
و آداب دیگر، خصوص در بطون لیالی...»
و نیز:
« بر شما باد به
قرائت قرآن کریم در شب با صدای زیبا و غم انگیز، پس آن نوشیدنی و شراب
مؤمنان است. تلاوت قرآن کمتر از یک جزء نباشد. »
نماز شب
«
اما نماز شب پس هیچ چاره و گریزی برای مؤمنین از آن نیست، و تعجب از کسی
است که می خواهد به کمال دست یابد و در حالی که برای نماز شب قیام نمی کند
و ما نشنیدیم که احدی بتواند به آن مقامات دست یابد مگر به وسیله نماز شب.
»
علامه طباطبایی می فرمودند:
« چون در نجف اشرف برای تحصیل
مشرف شدم، از نقطه نظر قرابت و خویشاوندی گاه گاهی به محضر مرحوم قاضی
شرفیاب می شدم تا یک روز در مدرسه ای ایستاده بودم که مرحوم قاضی از آن جا
عبور می کردند. چون به من رسیدند، دست خود را روی شانه من گذاردند و گفتند:
ای فرزند! دنیا می خواهی نماز شب بخوان، آخرت می خواهی نماز شب بخوان! »
حاج سید هاشم حداد می فرمودند:
«
مرحوم آقا خودش این طور بود و به ما هم این طور دستور داده بود که در میان
شب وقتی برای نماز شب برمی خیزید، چیز مختصری تناول کنید، مثلاً چای یا
دوغ یا یک خوشه انگور یا چیز مختصر دیگری که بدن شما از کسالت بیرون آید و
نشاط برای عبادت داشته باشید. »
توسل به ائمه أطهار(ع)
آیت الله سید علی آقا قاضی در یکی از نامه هایش چنین مرقوم فرمودند:
« .... و تمام طرق .... توسل به ائمه أطهار(ع) و توجه تام به مبدأ است. چونکه صد آمد، نود هم پیش ما است.
با دراویش و طریق آنها کاری نداریم. طریقه، طریقه علما و فقها است، با صدق و صفا. »
توسل به حضرت سیدالشهدا(ع)
محال است انسانی به جز از راه سیدالشهدا علیه السلام به مقام توحید برسد.
سریان
فیوضات و خیرات از مسیر حضرت سیدالشهدا علیه السلام است و پیشکار این
فضیلت هم حضرت قمر بنی هاشم ابالفضل العباس علیه السلام است.
دعا برای فرج امام زمان(ع)
از
آن چیزها که بسیار لازم و با اهمیت است دعا برای فرج حضرت حجت ـ صلوات
الله علیه ـ در قنوت نماز وتر است بلکه در هر روز و در همه دعاها.
دل هیچ کس را نرنجانید!
دیگر
آن که، گر چه این حرفها آهن سرد کوبیدن است، ولی بنده لازم است بگویم
اطاعت والدین، حسن خلق، ملازمت صدق، موافقت ظاهر با باطن و ترک خدعه و
حیله و تقدم در سلام و نیکویی کردن با هر برّ و فاجر، مگر در جایی که خدا
نهی کرده.
الله الله الله که دل هیچ کس را نرنجانید!
تا توانی دلی بدست آور
دل شکستن هنر نمی باشد
رفع ناراحتی های روحی
آن مرحوم در هنگام اضطراب و ناراحتی های روحی، خواندن این کلمات را سفارش می کردند:
«
لا اله الا الله وحده لا شریک له، له الحمد و له الملک و هو علی کل شیء
قدیر، أعوذ بالله من همزات الشیاطین و أعوذ بک ربی من أن یحضرون إن الله
هوالسمیع العلیم:
هیچ معبودی جز خداوند یکتای بی شریک وجود ندارد و
ستایش و حکومت مخصوص اوست و او بر هر کاری تواناست. از وسوسه های شیاطین
به خدا پناه می برم و به تو پناه می برم ای پروردگارم از این که نزد من
حاضر شوند. همانا خداوند شنوا و داناست. »
حق الناس
آیت الله نجابت نقل می کند:
وقتی که بنده مشرف شدم خدمت ایشان فرمودند:
« هر حقی که هر کس بر گردن تو دارد باید ادا کنی.
خدمت ایشان عرض کردم:
مدتی
قبل در بین شاگردهایم که نزد بنده درس طلبگی می خواندند، یکی خوب درس نمی
خواند. بنده ایشان را تنبیه کردم. اذن از ولیّ او هم داشتم در تربیت. در
ضمن این جا هم نیست که از او طلب رضایت کنم.
می فرمودند:
« هیچ راهی نداری، باید پیدایش کنی.
گفتم آدرس ندارم،
گفتند باید پیدا کنی.
آقای قاضی فرمودند : هر حقی که برگردنت باشد تا ادا نکنی باب روحانیت، باب قرب، باب معرفت باز شدنی نیست.
یعنی این ها همه مال حضرت احدیت است. و حضرت احدیت رضایت خود را در راضی شدن مردم قرار داده است.»
اوراد و اذکار معمول
بر شما باد به التزام به وردهای معمول که در دسترس هر یک از شماست؛ و سجده معهوده از 500 مرتبه تا هزار بار.
رفتن به مساجد
زیارت
مشهد اعظم ـ برای کسی که مجاور آنجاست ـ در هر روز، و رفتن به مساجد معظمه
در حد امکان و همین طور سایر مساجد، همانا مؤمن در مسجد مانند ماهی در آب
است!
زیارت برادران مومن
زیاد به زیارت و دیدار برادران نیک سیرت بروید، چرا که آنها برادران شما در پیمودن راه و رفیق در مشکلات هستند.
رفع گرفتاری
علامه
لاهیجانی انصاری روزی از ایشان پرسیدند که در مواقع اضطرار و گرفتاری چه
در امور دنیوی و یا در امور اخروی و بن بست کارها به چه ذکری مشغول شویم
تا گشایش یابد؟ در جواب فرمودند:
« پس از 5 بار صلوات و قرائت آیة الکرسی در دل خود بدون آوردن به زبان بسیار بگو:
« اللهم اجعلنی فی درعک الحصینة التی تجعل فیها من تشاء:
بار پروردگارا! مرا در حصن و پناهگاه خود و در جوشن و زره محکمت قرار بده که در آن هر کس را که بخواهی قرار می دهی تا گشایش یابد. »
حدیث عنوان بصری
آیت الله سید محمد حسین حسینی تهرانی در کتاب روح مجرد می فرمایند:
«
آقای قاضی برای گذشتن از نفس اماره و خواهش های مادی و طبعی و شهوی و غضبی
که غالباً از کینه و حرص و شهوت و غضب و زیاده روی در تلذذات بر می خیزد،
روایت عنوان بصری را دستور می دادند به شاگردان و تلامذه و مریدان سیر و
سلوک إلی الله، تا آن را بنویسند و بدان عمل کنند. یعنی یک دستور اساسی و
مهم، عمل طبق مضمون این روایت بود.
و علاوه بر این می فرموده اند باید آن را در جیب خود داشته باشند و هفته ای یکی، دو بار آن را مطالعه نمایند. »
دعای کمیل و زیارت جامعه
آقای سید محمد حسن قاضی می فرمایند:
«
ایشان خصوصاً سفارش می کردند که دعای کمیل را در شب های جمعه بخوانید و
خواندن زیارت جامعه ( در اواخر مفاتیح الجنان مذکور است ) را در روزهای
جمعه تأکید داشتند. »
حضور قلب
حجت الاسلام آقای دکتر مرتضی تهرانی می فرمایند:
« آیت الله قاضی در پاسخ شخصی که از ایشان تقاضای سفارش کرد، فرمودند:
قلم و کاغذ از جیبت درآور و بنویس:
سررشته دولت ای برادر به کف آر
وین عمر گرانمایه به خسران مسپار
یعنی همه جا با همه کس در همه جا
می دار نهفته چشم دل جانب یار »
توصیه به توبه و استغفار
برادران
عزیزم! ـ خداوند متعال شما را برای طاعتش موفق نماید ـ هشیار باشید که به
ماههای حرام وارد شده ایم، پس چه بزرگ است و تمام نعمتهای باری تعالی بر
ما؛
پس قبل از هر چیز بر ما واجب و لازم است که توبه نمائیم با شرائط
لازم و نمازهای ویژه، سپس از گناهان کبیره و صغیره به قدر توان دوری
نماییم.
پس شب جمعه ـ یا روز شنبه ـ نماز توبه بخوانید ـ شب جمعه یا روز آن ـ سپس روز یکشنبه از روز دوم ماه اعاده کنید آن را.
سپس ملازم باشید به مراقبه صغری و کبری و محاسبه و معاقبه نفس به آنچه که شایسته و لازم است.
[
منظور از مراقبه صغری، محاسبه نفس است از جهت صدور گناه و خطا حتی ترک
مستحبات و ارتکاب مکروهات و مراقبه کبری، دوام ذکر و توجه و عدم غفلت در
حد امکان ].
پس همانا در آن یادآوری برای کسی است که اراده دارد متذکر
شود یا از خدا بترسد. سپس به دلهایتان توجه نمائید و مرضهایی که در اثر
گناه است مداوا کنید و به وسیله استغفار، عیبهای بزرگ تان را کوچک و کم
نمائید.
« مرحوم قاضی به همه سفارش می کردند این ذکر را قرائت کنند:
استغفر
الله الذی لا اله الا هو من جمیع ظلمی و جوری و إسرافی علی نفسی و أتوب
إلیه: از خداوند که معبودی جز او نیست به خاطر تمامی ظلم ها و گناهانم و
ستمی که بر خود روا داشته ام طلب بخشش می کنم و به سوی او باز می گردم. »
برآورده شدن حاجت
«
مرحوم قاضی قرائت دعای زیر( دعای سریع الاجابه، مفاتیح الجنان ) را به مدت
چهل شب، هر شب یک تا صد بار برای برآورده شدن حاجت سالکان درگاه الهی مفید
می دانستند:
إلهی کیف أدعوک و أنا أنا و کیف أقطع رجایی منک و أنت أنت؟
إلهی أذا لم أسئلک فتعطین فمن ذاالذی أدعوه فیعطینی؟ ألهی إذا لم أدعک
فستجیب لی، فمن ذاالذی أدعوه فیستجیب لی؟ إلهی إذا لم أتضرع إلیک فترحمنی
فمن ذا الذی أتضرع إلیه فیرحمنی؟ إلهی فکما فلقت البحر لموسی و نجیته
أسئلک أن تصلی علی محمد و آل محمد و إن تنجینی مما أنا فیه و تفرج عنی
فرجا عاجلا غیر أجل بفضلک و رحمتک یا أرحم الراحمین. »
عرضه خود به امیرالمؤمنین
حاج سید عبدالکریم کشمیری(ره) می فرماید:
« روزی با آقا سید مهدی قاضی، فرزند استادم آقا میرزا علی قاضی (ره) در مسجد هندی نشسته بودیم. ایشان گفت:
شما
که در برخی امور ماهر و متبحر هستید بگویید پدرم به من چه وصیتی کرده است؟
من بلافاصله به پشت بام مسجد رفتم و تأملی کرده، ذکری بر زبان راندم. به
دلم الهام شد آقای قاضی به وی دو نصیحت کرده است:
اول این که هر روز
خودت را بر امیرالمؤمنین علیه السلام عرضه کن و دیگر این که اگر فقر و
فاقه به تو فشار آورد به قصد کمک مالی، به منازل و بیوت مراجع نرو. »
دعای "یا من احتجب..."
«
آقای سید هاشم حداد در موقع خوابیدن دعای « اللهم یا من إحتجب بشعاع
نوره...» را قرائت می کردند و چه بسا می شد که در قنوت نماز می خواندند. و
چون از بعضی از شاگردان دیگر مرحوم قاضی شنیده شده است، معلوم می شود اصلش
از مرحوم قاضی بوده است.
این دعا با مختصر اختلافی در لفظ، در «مهج
الدعوات» ص 108 مرحوم سید بن طاووس موجود است که آن را از محمد ابن حنیفه
از رسول خدا (ص) روایت نموده است و برای آن آثار و خواص عجیبی را نقل کرده
است. »
تقویت حافظه
آن مرحوم برای تقویت حافظه، خواندن آیت الکرسی و معوذتین ( دو سوره مبارکه ناس و فلق ) را سفارش می فرمودند.
مدد از روح بزرگان
« آقای قاضی(ره) به همه توصیه می کردند که:
اگر قبری از امام زادگان یا علما و بزرگان در اطرافتان یا شهرتان است حتماً بروید. »
عمل به دانسته ها
برو آنچه از نیکی که می دانی درست عمل کن؛ در نهایت دقت و سعی، بدان که تو عارف خواهی بود.
کلید سعادت دنیا و آخرت
سید علی آقا قاضی در یکی دیگر از نامه هایش چنین می نگارد:
« بسم الله الرحمن الرحیم، بعد حمدالله جل شأنه و الصلاة والسلام علی رسوله و آله؛
حضرت
آقا! تمام این خرابی ها که از جمله است وسواس و عدم طمأنینه، از غفلت است؛
و غفلت کمتر مرتبه اش، غفلت از اوامر الهیه است و مراتب دیگر دارد که به
آنها إن شاء الله نمی رسید و سبب تمام غفلات، غفلت از مرگ است و تخیل
ماندن در دنیا؛
پس اگر می خواهید از جمیع ترس و هراس و وسواس ایمن
باشید دائماً در فکر مرگ و استعداد لقاء الله تعالی باشید و این است جوهر
گرانبها و مفتاح سعادت دنیا و آخرت؛ پس فکر و ملاحظه نمائید چه چیز شما را
از او مانع و مشغول می کند، اگر عاقلی!
و به جهت تسهیل این معنی چند چیز دیگر به سر کار بنویسد بلکه از آنها استعانتی بجوئی:
اول ـ بعد از تصحیح تقلید یا اجتهاد مواظبت تامه به فرائض خمسه و سائر فرائض در احسن اوقات؛
و سعی کردن که روز به روز خشوع و خضوع بیشتر گردد؛
و تسبیح صدیقه طاهره ـ صلوات الله علیها ـ بعد از هر نماز؛
و خواندن آیه الکرسی ـ کذلک ـ ؛
و سجده شکر و خواندن سوره « یس » بعد از نماز صبح؛
و « واقعه» در شبها؛
و مواظبت بر نوافل لیلیه؛
و قرائت مسبّحات در هر شب قبل از خواب و خواندن معوذات در شفع و وتر و استغفار هفتاد مرتبه در آن و ایضاً بعد از صلاة عصر؛
و این ذکر را بعد از صلوات صبح و مغرب یا در صباح و عشاء ده دفعه بخوانید:
«
لا إله إلا الله وحده لا شریک له، له الحمد و له الملک و هو علی کل شیء
قدیر، أعوذ بالله من همزات الشیاطین و أعوذ بک ربی أن یحضرون إن الله هو
السمیع العلیم. »
مدتی به این مداومت نمائید بلکه حالی رخ دهد که طالب استقامت شوید إن شاء الله تعالی.
****
مرحوم آقای سید هاشم رضوی هندی می فرمایند:
روزی یکی را به محضر آقای قاضی آوردند که مثلا آقا دستش را بگیرد و راهنمایی اش کند. مرحوم آقای قاضی فرموده بودند:
« به این آقا بگویید که نماز را در اول وقت بخواند. »
بعد معلوم شد که آن آقا وسواس در عبادات داشته و نماز را تا آخر وقت به تأخیر می انداخته است.
اما وصیت های دیگر، عمده آنها نماز است. می فرمودند نماز را بازاری نکنید اول وقت به جا بیاورید با خضوع و خشوع.
اگر
نماز را تحفظ کردید همه چیزتان محفوظ میماند و تسبیح صدیقه کبری سلام الله
علیها که از ذکر کبیر به شمار می آید و آیت الکرسی در تعقیب نماز ترک نشود.
دعا در قنوت نماز
آقای قاضی به شاگردان خود دستور می دادند این دعا را در قنوت نماز هایشان بخوانند:
« اللهم ارزقنی حبّک و حبّ ما تحبه، و حبّ من یحبّک، والعمل الذی یبلغنی إلی حبّک واجعل حبّک احبّ الاشیاء إلی. »
قرآن
آیت الله نجابت می فرمودند:
آیت الله میرزا علی قاضی به مرحوم آیت الله شیخ علی محمد بروجردی
(از شاگردان برجسته آقای قاضی) فرموده بودند که:
«
هیچ گاه از قرآن جدا مشو و ایشان تا آخر عمر بر این سفارش آقای قاضی
وفادار و پایبند بود. هر وقت از کارهای ضروری و روزمره فارغ می شد، قرآن
می خواند و با قرآن بود. »
آقای سید محمد حسن قاضی می فرمایند:
« چند سفارش ایشان عبارت است از:
اول روخوانی قرآن. می فرمودند قرآن را خوب و صحیح بخوانید.
توصیه
دیگر ایشان راجع به دوره تاریخ اسلام بود. می فرمودند یک دوره تاریخ اسلام
را از ولادت حضرت پیغمبر(ص) تا 255 هـ.ق یا 260 هـ.ق بخوانید. و بعد از
عمل به این ها می فرمودند برو نماز شب بخوان! »
آیت الله قاضی در نامه ای به آیت الله طباطبایی می فرمودند:
« دستورالعمل، قرآن کریم است؛ فیه دواء کل دواء و شفاء کل عله و دوا کل غله علماً و عملاً و حالاً.
آن
قره العیون مخلصین را همیشه جلوی چشم داشته باشید و با آن هادی طریق مقیم
و صراط مستقیم سیر نمایید و از جمله سیرهای شریف آن قرائت است به حسن صورت
و آداب دیگر، خصوص در بطون لیالی...»
و نیز:
« بر شما باد به
قرائت قرآن کریم در شب با صدای زیبا و غم انگیز، پس آن نوشیدنی و شراب
مؤمنان است. تلاوت قرآن کمتر از یک جزء نباشد. »
نماز شب
«
اما نماز شب پس هیچ چاره و گریزی برای مؤمنین از آن نیست، و تعجب از کسی
است که می خواهد به کمال دست یابد و در حالی که برای نماز شب قیام نمی کند
و ما نشنیدیم که احدی بتواند به آن مقامات دست یابد مگر به وسیله نماز شب.
»
علامه طباطبایی می فرمودند:
« چون در نجف اشرف برای تحصیل
مشرف شدم، از نقطه نظر قرابت و خویشاوندی گاه گاهی به محضر مرحوم قاضی
شرفیاب می شدم تا یک روز در مدرسه ای ایستاده بودم که مرحوم قاضی از آن جا
عبور می کردند. چون به من رسیدند، دست خود را روی شانه من گذاردند و گفتند:
ای فرزند! دنیا می خواهی نماز شب بخوان، آخرت می خواهی نماز شب بخوان! »
حاج سید هاشم حداد می فرمودند:
«
مرحوم آقا خودش این طور بود و به ما هم این طور دستور داده بود که در میان
شب وقتی برای نماز شب برمی خیزید، چیز مختصری تناول کنید، مثلاً چای یا
دوغ یا یک خوشه انگور یا چیز مختصر دیگری که بدن شما از کسالت بیرون آید و
نشاط برای عبادت داشته باشید. »
توسل به ائمه أطهار(ع)
آیت الله سید علی آقا قاضی در یکی از نامه هایش چنین مرقوم فرمودند:
« .... و تمام طرق .... توسل به ائمه أطهار(ع) و توجه تام به مبدأ است. چونکه صد آمد، نود هم پیش ما است.
با دراویش و طریق آنها کاری نداریم. طریقه، طریقه علما و فقها است، با صدق و صفا. »
توسل به حضرت سیدالشهدا(ع)
محال است انسانی به جز از راه سیدالشهدا علیه السلام به مقام توحید برسد.
سریان
فیوضات و خیرات از مسیر حضرت سیدالشهدا علیه السلام است و پیشکار این
فضیلت هم حضرت قمر بنی هاشم ابالفضل العباس علیه السلام است.
دعا برای فرج امام زمان(ع)
از
آن چیزها که بسیار لازم و با اهمیت است دعا برای فرج حضرت حجت ـ صلوات
الله علیه ـ در قنوت نماز وتر است بلکه در هر روز و در همه دعاها.
دل هیچ کس را نرنجانید!
دیگر
آن که، گر چه این حرفها آهن سرد کوبیدن است، ولی بنده لازم است بگویم
اطاعت والدین، حسن خلق، ملازمت صدق، موافقت ظاهر با باطن و ترک خدعه و
حیله و تقدم در سلام و نیکویی کردن با هر برّ و فاجر، مگر در جایی که خدا
نهی کرده.
الله الله الله که دل هیچ کس را نرنجانید!
تا توانی دلی بدست آور
دل شکستن هنر نمی باشد
رفع ناراحتی های روحی
آن مرحوم در هنگام اضطراب و ناراحتی های روحی، خواندن این کلمات را سفارش می کردند:
«
لا اله الا الله وحده لا شریک له، له الحمد و له الملک و هو علی کل شیء
قدیر، أعوذ بالله من همزات الشیاطین و أعوذ بک ربی من أن یحضرون إن الله
هوالسمیع العلیم:
هیچ معبودی جز خداوند یکتای بی شریک وجود ندارد و
ستایش و حکومت مخصوص اوست و او بر هر کاری تواناست. از وسوسه های شیاطین
به خدا پناه می برم و به تو پناه می برم ای پروردگارم از این که نزد من
حاضر شوند. همانا خداوند شنوا و داناست. »
حق الناس
آیت الله نجابت نقل می کند:
وقتی که بنده مشرف شدم خدمت ایشان فرمودند:
« هر حقی که هر کس بر گردن تو دارد باید ادا کنی.
خدمت ایشان عرض کردم:
مدتی
قبل در بین شاگردهایم که نزد بنده درس طلبگی می خواندند، یکی خوب درس نمی
خواند. بنده ایشان را تنبیه کردم. اذن از ولیّ او هم داشتم در تربیت. در
ضمن این جا هم نیست که از او طلب رضایت کنم.
می فرمودند:
« هیچ راهی نداری، باید پیدایش کنی.
گفتم آدرس ندارم،
گفتند باید پیدا کنی.
آقای قاضی فرمودند : هر حقی که برگردنت باشد تا ادا نکنی باب روحانیت، باب قرب، باب معرفت باز شدنی نیست.
یعنی این ها همه مال حضرت احدیت است. و حضرت احدیت رضایت خود را در راضی شدن مردم قرار داده است.»
اوراد و اذکار معمول
بر شما باد به التزام به وردهای معمول که در دسترس هر یک از شماست؛ و سجده معهوده از 500 مرتبه تا هزار بار.
رفتن به مساجد
زیارت
مشهد اعظم ـ برای کسی که مجاور آنجاست ـ در هر روز، و رفتن به مساجد معظمه
در حد امکان و همین طور سایر مساجد، همانا مؤمن در مسجد مانند ماهی در آب
است!
زیارت برادران مومن
زیاد به زیارت و دیدار برادران نیک سیرت بروید، چرا که آنها برادران شما در پیمودن راه و رفیق در مشکلات هستند.
رفع گرفتاری
علامه
لاهیجانی انصاری روزی از ایشان پرسیدند که در مواقع اضطرار و گرفتاری چه
در امور دنیوی و یا در امور اخروی و بن بست کارها به چه ذکری مشغول شویم
تا گشایش یابد؟ در جواب فرمودند:
« پس از 5 بار صلوات و قرائت آیة الکرسی در دل خود بدون آوردن به زبان بسیار بگو:
« اللهم اجعلنی فی درعک الحصینة التی تجعل فیها من تشاء:
بار پروردگارا! مرا در حصن و پناهگاه خود و در جوشن و زره محکمت قرار بده که در آن هر کس را که بخواهی قرار می دهی تا گشایش یابد. »
حدیث عنوان بصری
آیت الله سید محمد حسین حسینی تهرانی در کتاب روح مجرد می فرمایند:
«
آقای قاضی برای گذشتن از نفس اماره و خواهش های مادی و طبعی و شهوی و غضبی
که غالباً از کینه و حرص و شهوت و غضب و زیاده روی در تلذذات بر می خیزد،
روایت عنوان بصری را دستور می دادند به شاگردان و تلامذه و مریدان سیر و
سلوک إلی الله، تا آن را بنویسند و بدان عمل کنند. یعنی یک دستور اساسی و
مهم، عمل طبق مضمون این روایت بود.
و علاوه بر این می فرموده اند باید آن را در جیب خود داشته باشند و هفته ای یکی، دو بار آن را مطالعه نمایند. »
دعای کمیل و زیارت جامعه
آقای سید محمد حسن قاضی می فرمایند:
«
ایشان خصوصاً سفارش می کردند که دعای کمیل را در شب های جمعه بخوانید و
خواندن زیارت جامعه ( در اواخر مفاتیح الجنان مذکور است ) را در روزهای
جمعه تأکید داشتند. »
حضور قلب
حجت الاسلام آقای دکتر مرتضی تهرانی می فرمایند:
« آیت الله قاضی در پاسخ شخصی که از ایشان تقاضای سفارش کرد، فرمودند:
قلم و کاغذ از جیبت درآور و بنویس:
سررشته دولت ای برادر به کف آر
وین عمر گرانمایه به خسران مسپار
یعنی همه جا با همه کس در همه جا
می دار نهفته چشم دل جانب یار »
توصیه به توبه و استغفار
برادران
عزیزم! ـ خداوند متعال شما را برای طاعتش موفق نماید ـ هشیار باشید که به
ماههای حرام وارد شده ایم، پس چه بزرگ است و تمام نعمتهای باری تعالی بر
ما؛
پس قبل از هر چیز بر ما واجب و لازم است که توبه نمائیم با شرائط
لازم و نمازهای ویژه، سپس از گناهان کبیره و صغیره به قدر توان دوری
نماییم.
پس شب جمعه ـ یا روز شنبه ـ نماز توبه بخوانید ـ شب جمعه یا روز آن ـ سپس روز یکشنبه از روز دوم ماه اعاده کنید آن را.
سپس ملازم باشید به مراقبه صغری و کبری و محاسبه و معاقبه نفس به آنچه که شایسته و لازم است.
[
منظور از مراقبه صغری، محاسبه نفس است از جهت صدور گناه و خطا حتی ترک
مستحبات و ارتکاب مکروهات و مراقبه کبری، دوام ذکر و توجه و عدم غفلت در
حد امکان ].
پس همانا در آن یادآوری برای کسی است که اراده دارد متذکر
شود یا از خدا بترسد. سپس به دلهایتان توجه نمائید و مرضهایی که در اثر
گناه است مداوا کنید و به وسیله استغفار، عیبهای بزرگ تان را کوچک و کم
نمائید.
« مرحوم قاضی به همه سفارش می کردند این ذکر را قرائت کنند:
استغفر
الله الذی لا اله الا هو من جمیع ظلمی و جوری و إسرافی علی نفسی و أتوب
إلیه: از خداوند که معبودی جز او نیست به خاطر تمامی ظلم ها و گناهانم و
ستمی که بر خود روا داشته ام طلب بخشش می کنم و به سوی او باز می گردم. »
برآورده شدن حاجت
«
مرحوم قاضی قرائت دعای زیر( دعای سریع الاجابه، مفاتیح الجنان ) را به مدت
چهل شب، هر شب یک تا صد بار برای برآورده شدن حاجت سالکان درگاه الهی مفید
می دانستند:
إلهی کیف أدعوک و أنا أنا و کیف أقطع رجایی منک و أنت أنت؟
إلهی أذا لم أسئلک فتعطین فمن ذاالذی أدعوه فیعطینی؟ ألهی إذا لم أدعک
فستجیب لی، فمن ذاالذی أدعوه فیستجیب لی؟ إلهی إذا لم أتضرع إلیک فترحمنی
فمن ذا الذی أتضرع إلیه فیرحمنی؟ إلهی فکما فلقت البحر لموسی و نجیته
أسئلک أن تصلی علی محمد و آل محمد و إن تنجینی مما أنا فیه و تفرج عنی
فرجا عاجلا غیر أجل بفضلک و رحمتک یا أرحم الراحمین. »
عرضه خود به امیرالمؤمنین
حاج سید عبدالکریم کشمیری(ره) می فرماید:
« روزی با آقا سید مهدی قاضی، فرزند استادم آقا میرزا علی قاضی (ره) در مسجد هندی نشسته بودیم. ایشان گفت:
شما
که در برخی امور ماهر و متبحر هستید بگویید پدرم به من چه وصیتی کرده است؟
من بلافاصله به پشت بام مسجد رفتم و تأملی کرده، ذکری بر زبان راندم. به
دلم الهام شد آقای قاضی به وی دو نصیحت کرده است:
اول این که هر روز
خودت را بر امیرالمؤمنین علیه السلام عرضه کن و دیگر این که اگر فقر و
فاقه به تو فشار آورد به قصد کمک مالی، به منازل و بیوت مراجع نرو. »
دعای "یا من احتجب..."
«
آقای سید هاشم حداد در موقع خوابیدن دعای « اللهم یا من إحتجب بشعاع
نوره...» را قرائت می کردند و چه بسا می شد که در قنوت نماز می خواندند. و
چون از بعضی از شاگردان دیگر مرحوم قاضی شنیده شده است، معلوم می شود اصلش
از مرحوم قاضی بوده است.
این دعا با مختصر اختلافی در لفظ، در «مهج
الدعوات» ص 108 مرحوم سید بن طاووس موجود است که آن را از محمد ابن حنیفه
از رسول خدا (ص) روایت نموده است و برای آن آثار و خواص عجیبی را نقل کرده
است. »
تقویت حافظه
آن مرحوم برای تقویت حافظه، خواندن آیت الکرسی و معوذتین ( دو سوره مبارکه ناس و فلق ) را سفارش می فرمودند.
مدد از روح بزرگان
« آقای قاضی(ره) به همه توصیه می کردند که:
اگر قبری از امام زادگان یا علما و بزرگان در اطرافتان یا شهرتان است حتماً بروید. »
عمل به دانسته ها
برو آنچه از نیکی که می دانی درست عمل کن؛ در نهایت دقت و سعی، بدان که تو عارف خواهی بود.
کلید سعادت دنیا و آخرت
سید علی آقا قاضی در یکی دیگر از نامه هایش چنین می نگارد:
« بسم الله الرحمن الرحیم، بعد حمدالله جل شأنه و الصلاة والسلام علی رسوله و آله؛
حضرت
آقا! تمام این خرابی ها که از جمله است وسواس و عدم طمأنینه، از غفلت است؛
و غفلت کمتر مرتبه اش، غفلت از اوامر الهیه است و مراتب دیگر دارد که به
آنها إن شاء الله نمی رسید و سبب تمام غفلات، غفلت از مرگ است و تخیل
ماندن در دنیا؛
پس اگر می خواهید از جمیع ترس و هراس و وسواس ایمن
باشید دائماً در فکر مرگ و استعداد لقاء الله تعالی باشید و این است جوهر
گرانبها و مفتاح سعادت دنیا و آخرت؛ پس فکر و ملاحظه نمائید چه چیز شما را
از او مانع و مشغول می کند، اگر عاقلی!
و به جهت تسهیل این معنی چند چیز دیگر به سر کار بنویسد بلکه از آنها استعانتی بجوئی:
اول ـ بعد از تصحیح تقلید یا اجتهاد مواظبت تامه به فرائض خمسه و سائر فرائض در احسن اوقات؛
و سعی کردن که روز به روز خشوع و خضوع بیشتر گردد؛
و تسبیح صدیقه طاهره ـ صلوات الله علیها ـ بعد از هر نماز؛
و خواندن آیه الکرسی ـ کذلک ـ ؛
و سجده شکر و خواندن سوره « یس » بعد از نماز صبح؛
و « واقعه» در شبها؛
و مواظبت بر نوافل لیلیه؛
و قرائت مسبّحات در هر شب قبل از خواب و خواندن معوذات در شفع و وتر و استغفار هفتاد مرتبه در آن و ایضاً بعد از صلاة عصر؛
و این ذکر را بعد از صلوات صبح و مغرب یا در صباح و عشاء ده دفعه بخوانید:
«
لا إله إلا الله وحده لا شریک له، له الحمد و له الملک و هو علی کل شیء
قدیر، أعوذ بالله من همزات الشیاطین و أعوذ بک ربی أن یحضرون إن الله هو
السمیع العلیم. »
مدتی به این مداومت نمائید بلکه حالی رخ دهد که طالب استقامت شوید إن شاء الله تعالی.
*******
سفارشات آيتالله قاضي به شاگردان
نیز
می فرمود: « دو سه روز است در این فکرم که اگر در بهشت نگذارند ما نماز
بخوانیم چه بکنیم؟! » و او نه تنها از دنیا و مردم آن منقطع است که از
آخرت هم چشم پوشیده و به شاگردان خود نیز می گوید: « در حال نماز یا ذکر و
عبادت در برابر زیبای مطلق و جمال جمیل الهی هر چه دیدید و شنیدید، شما را
مشغول نکند و مبادا به بهانه بهشت از بهشت آفرین غافل شوید. »
در مورد نماز شب توصیه ایشان به علامه طباطبائی معروف است که:« دنیا می خواهی نماز شب بخوان، آخرت می خواهی نماز شب بخوان. »
« آقای قاضی سجده های طولانی داشت و معمولاً قبل از خواب، « مسبّحات» را
تلاوت می فرمود و برای روشنایی قلب، هفتاد مرتبه استغفار بعد از نماز ظهر
و عصر را تجویز می کرد. »
آقای سید محمد حسن قاضی می فرمایند:
« ایشان خصوصاً سفارش می کردند که دعای کمیل را در شب های جمعه بخوانید و
خواندن زیارت جامعه ( در اواخر مفاتیح الجنان مذکور است ) را در روزهای
جمعه تأکید داشتند. »
نهی شاگردان از بروز کرامات
و سیره او نهی شاگردان از کرامات است و به شاگردانش نیز همین را توصیه می
کند که: « شما نمی خواهد چیزی از خودتان بروز دهید، بگذارید اگر دیگران
شما را می شناسند، از رفتار و اعمالتان بشناسند. »
به شاگردش
می گوید رعایت حلال و حرام خود کرامت است، چنان که از آیت الله سید
عبدالکریم کشمیری نقل شده: « یک بار از مرحوم آقای قاضی درخواست کیمیا و
راهنمایی رسیدن به آن را کردم. ایشان فرمودند این ذکر را بسیار بگو که خود
کیمیاست: « اللهم اغننی بحلالک عن حرامک و بفضلک عمن سواک. » و به سید
هاشم حداد می گوید: « سید هاشم! روزی شود که مردم بیایند عتبه درت را
ببوسند اما تو سرّ را فاش مکن. »
آقای سید حسن قاضی می گوید: « آقای حداد نعل اسب و استر و ... درست می کرد.
یک شاگردی داشت که در آمدش را با او نصف می کرد، یک روز وقتی می خواست
این نعل داغ شده را از آتش دربیاورد انبر دستش نبود، دست برد و از آتش
درآورد این شاگرد دیوانه و وحشت زده شد و فرار کرد. بعد از این که سید
هاشم به نجف آمد، آقای قاضی خیلی به ایشان تندی کردند که چرا فلان کار را
کردی! نباید می کردی.
آقای قاضی می فرمودند: « من در تمام مدت
عمر یک بار، آن هم در حقیقت به واسطه محذور و حیا، سری را فاش کردم و تا
به حال که دهها سال است از آن می گذرد گرفتار آنم!»
آقای سید
حسن قاضی می افزاید: « شخصی بود که می آمد خدمت آقای قاضی و دستورالعمل می
گرفت. آن شخص می گفت یکی از روزهایی که آقای قاضی از مسجد سهله برمی گشتند
با هم قدم زنان رفتیم طرف شط فرات. ایشان می گفتند یک مقامی پیدا کرده
بودم که هر چه می خواستم برایم حاضر می شد. و حتی یک مادر پیری داشتم که
یک بار از من ماهی خواست و من هیچ پولی نداشتم. اما همان طور که از کنار
نهر فرات رد می شدم یک ماهی از آب بیرون پرید و جلوی پایم افتاد و خلاصه
وضعیتم طوری بود که هر چه می خواستم برایم فراهم بود.
آن روز آقای
قاضی از من سؤال کردند که شغل و کارت چیست؟ من جواب ندادم. چند بار این
سؤال را کردند و من فهمیدم منظوری دارند و جواب دادم شغلی ندارم و هر چه
می خواهم برایم فراهم می شود و همان موقع ایشان این حال را از من گرفتند و
من از آن موقع رفتم به دنبال شغل و کار. »
آیت الله شیخ عباس
قوچانی هم یکی از شاگردان مبرز آقای قاضی است. بعد از وفات استاد، شخصی به
جلسات آقای قوچانی آمده و شیفته ایشان می شود. او دارای علوم غریبه بود از
قبیل علم جفر، رمل، اسطرلاب و ... و بعد یک شب خدمت آقای قوچانی عرض می
کند که: من مدت هاست دنبال کسی می گردم که این علوم را به او واگذار کنم و
الان شما را دیدم و می خواهم این علوم را به شما بدهم، آقای قوچانی می
فرمایند: « من هیچ کدام از این ها را نمی خواهم، هیچ کدام را نمی خواهم.
آن مرد خیلی جا می خورد گویی که آب سردی روی سرش ریخته باشند که چه طور
ممکن است این مسائل به این مهمی آن قدر برای ایشان بی ارزش باشد. »
از آیت الله نجابت نقل شده است که: « بعضی ها می آمدند مثلاً می نشستند
نیم ساعت مکاشفاتشان را نقل می کردند برای آقای قاضی، مکاشفات دراز مثل
روزنامه، آقای قاضی هم هیچ صحبتی نمی کردند.باری مکاشفه حقیقی، که اهمیت
دارد این است که شخص بتواند این اضافات را عقب بزند، با فهم و شعور این
کار را بکند، یعنی ترقی کند، عقلش را به خدای جلیل بسپارد و از آن ربطی که
موجودات به خدا دارند آگاه شود: رند یعنی کسی که کشف می کند ربط شما را به
خالق شما، یعنی سبحات جمال و جلال خدا را در موجودات کشف می کند و مشاهده
می کندـ ما عدم هاییم هستی نماـ عدم بنده را می فهمد، عدم شما را می فهمد،
عدم همه را می فهمد پس چی به دست می آورد؟ خدای جلیلی که همراه این
هاست...»
ایشان اضافه می کند که:« گاهی وقت ها هر که نزد ایشان
می آمد و هر چه می گفت، می فرمودند: بله! و هیچ نمی گفتند. یعنی می
فرمودند: آدم از دست این ها بیچاره می شود، یعنی چاره ای ندارد، می آید و
می گوید: لا اله الا الله، لا حول و لا قوه الا بالله، ظاهر سخنش درست
است، اما هیچ نمی فهمد.
اگر صد درصد تأییدش کنی، خیال می کند فهمش
درست است. اگر صد درصد ردش کنی گمان می کند، ظاهر آن سخن هم مردود واقع
شده یا اصل مطلب هم مردود است.در حالی که فهم کج او مردود است. لذا این
موارد و این گونه موضوعات را باید تصدیق کرد، اما به نحو ایجاب جزئی، نه
به نحو ایجاب کلی. و اگر آن ها اصرار می کردند و تأیید از آقای قاضی می
خواستند، ایشان می فرمودند: « بله کارهایت درست است، همه چیزت درست است
ولی باید مواظب باشی و بدانی که محبوب و معبود تو اجل از این حرف های تو
است. » باید که ارزان نفروشیم خود را، نه به مقامات دنیا و نه به مقامات
اخری. بهای ما خود خداوند است، باید غلام ملک عشق بی زوال بود.
لزوم استاد کامل راه
آیت الله قاضی به لزوم وجود استاد بسیار تأکید می کرد و می فرمود: « کسی
که طالب سیر و سلوک شد، اگر برای پیدا کردن استاد نصف عمر خود را در جستجو
بگذراند ارزش دارد. و آن که به استاد رسیده نصف راه را طی کرده است. »
مرحوم قاضی (ره) می فرموده است: « اهّم از آنچه در این راه لازم است،
استاد خبیر و بصیر و از هوا بیرون آمده و به معرفت الهیه رسیده و انسان
کامل است، که علاوه بر سیر الی الله، سه سفر دیگر را طی نموده و گردش و
تماشای او در عالم خلق بالحق بوده باشد.»
آیت الله نجابت می
فرماید: « بعضی ها سالک خود، واصل خود هستند، یعنی کسی که زندگی و سیر
عرفانی اش بسته به خودش است، حتی عادات و کردار نیک هم پیدا می کند و در
وجودش ریشه می دواند و عادت می شود اما تکیه گاهش هنوز خودش است و کنترلش
هنوز دست خودش. هنوز از خود منقطع نشده و خود را به دست خدا نسپرده است. »
از آیت الله نجابت نقل شده: « یک نفر نامه ای فرستاده بود خدمت آقای
قاضی و از ایشان سؤالی کرده بود، نوشته بود من مدتی به ریاضت های مثل فلان
و فلان مشغول بودم. پس از مدتی حال تجردی برایم پیش آمد که مشاهده کردم از
بدن خویش بیرون آمدم. در همین حال چند فرشته آمدند اطراف من را گرفتند یکی
گفت باید گوشش را برید، دیگری گفت باید دستش را برید، بعدی گفت باید پایش
را برید و مطالبی از این قبیل. فی الجمله شرح مفصلی از حالی که برایش رخ
داده بود در آن مکتوب نوشته بود. بعد از محضر آقای قاضی سؤال کرده بود که
چون ساعاتی در این حال بودم و هوش ظاهری نداشتم، نسبت به نمازهایی که از
من فوت شده چه تکلیفی دارم؟
آقای قاضی فرمودند: این شخص ریاضت های
باطل و غلط انجام داده و بسیار نادان است. و آن چه در آن حال به او گفتند
برای این بوده که به او بفهمانند نادان است و خطا کرده است و شاهد بر
نادانی او همین بس که چنین سؤالی از من پرسیده، به جای این که سؤال کند که
این حال چه بوده است و معنای سخنان مأموران الهی چه بوده، سؤال از فوت
نماز در بی هوشی کرده که از هر کس دیگری هم می توانست بپرسد...»
از
آیت الله کشمیری نیز نقل شده است که: « می گفتند این طور نیست که استاد
فقط ذکر بدهد، آقای قاضی همیشه به ما می گفتند اذکار و ادعیه با شرایط
تأثیر می کند و مراقبه حرف اول را می زند. ایشان هم چنین نوع اذکار را از
نظر کمیّ و کیفی برای خواصّ متذکر می شدند و می گفتند کار آسانی نیست که
کسی بتواند این کار را بکند مگر خود هم راه رفته باشد و هم حاذق باشد.بعضی
اوراد برای قوی شدن اراده، بعضی برای تقویت روح و عده ای برای رزق و دسته
ای برای توحید و فنای فی الله و تعدادی برای محبت است. بعضی اذکار توحیدی
فقر می آورد و ممکن است شخص نتواند تحمل کند و لذا حرمت ذکر ضایع می شود.
ایشان هم چنین میان افراد مجذوب و غیر مجذوب فرق می گذاشتند چون بین میل
کلی و جزیی فاصله و ثمره بسیار است و ثمرات روحی و مزاجی با هم متفاوت
است. »
وظایف استاد
آری تشخیص ظرفیت، تشخیص روحیه
شاگرد، تشخیص آثار ذکر روی شاگرد، تشخیص افراد مجذوب و غیر مجذوب، تمام به
عهده عارف سالک و واصل، طبیب حاذق و استاد راه رفته است.
و قاضی
ابرمردی است که هر کسی توان شاگردی او را ندارد و آن ها که با او بودند و
ماندند و شاگردش شدند، آن ها بودند که ظرفیت داشتند، بزرگ و کامل بودند و
توانستند قاضی را درک کنند. چنان که یکی از شاگردان ایشان در تشییع جنازه
ای پشت سر ایشان بود و هنگام نماز جمله ای شگفت از او شنید که ترسید و
تمام وسایلش را جمع کرده و از نجف به ایران بازگشت و طریق توحید و معرفت
را رها کرد.
و بالاخره این استاد است که از لحن کلام به قعر و
باطن وجود شاگرد پی می برد، درون شاگرد را خوب می بیند و طالب حقیقی را از
شخص دروغگو، راه را از چاه و درست را از نادرست تشخیص می دهد و این ها همه
کار اوست.
آیت الله نجابت می گفتند: « یک نفر از نزدیکان آقای قاضی
پیش ایشان آمد و 500 دینار تقدیم کرد آقای قاضی بلافاصله آن پول را طرف
ایشان پرت کرد گفت ما تجرّد نمی فروشیم. »
و در جای دیگری نقل می کند: « یک روز من و آیت الله عباس قوچانی نزد آقای قاضی بودیم که یک نفر وارد شد.
آقای قاضی پرسید چه کسی تو را راهنمایی کرده است؟گفت: مولا! آقا پرسید
چه کسی تو را آدرس داد؟ گفت: مولا! باز پرسید چه کسی منزل را به تو نشان
داد؟ گفت: مولا! در همان حال آقای قاضی عبا را روی سرشان کشیدند و
خوابیدند آن شخص هم بعد از کمی تأمل رفت. » این کار استاد است که از لحن
طرف شخص را می شناسد و به صادق بودن و کاذب بودن ادعای وی پی می برد. خود
ایشان در نامه ای به مرحوم الهی مرقوم می دارند: « ... حرف را بر خود راه
ندهید، عجله نکنید، رفق را شعار خود نمایید و از اوراد دادن به غیر مضایقه
نیست الا این که محل را ملاحظه نمایید، تا طلب صادق ندیدید ندهید، اذاعه
اسرار، حرام است. »
قاضی استاد الاساتید است و چگونه استادی که
آقای حداد می گوید: « از صدر اسلام تا کنون به جامعیت قاضی عارفی نیامده
است. » و علامه نام استاد را تنها برای او سزاوار می داند و می گوید: « ما
هر چه داریم از قاضی داریم. »
احترام به استاد
علامه طهرانی می فرماید: « ایشان [یعنی علامه طباطبائی] نام «استاد» را
فقط بر او می بردند و هر وقت «استاد» به طور اطلاق می گفتند، مراد مرحوم
قاضی بود؛ و گویا در مقابل قاضی تمام اساتید دیگر با وجود آن مقام و عظمت
علمی، کوچک جلوه می کردند. لیکن در مجالس عمومی اگر مثلاً سخن از اساتید
ایشان به میان می آمد، از فرط احترام، نام «قاضی» را نمی بردند و او را
همردیف سائر اساتید نمی شمردند. باز ایشان نقل می کردند:« جناب علامه
طباطبائی در ابتدای ورودشان به قم، به «قاضی» معروف بودند، چون از سلسه
سادات قاضی مشهور در آذربایجان هستند؛ لیکن از نقطه نظر آنکه ایشان از
سادات طباطبائی هستند، خود ایشان ترجیح دادند که به طباطبائی معروف شوند.
و اخیراً برای حقیر چنین منکشف شده است که شاید ایشان خواسته اند لقب قاضی
منحصراً به یگانه استاد ارجمند شان مرحوم حاج سید علی آقای قاضی منحصر
گردد؛ و ایشان از جهت تکریم و تجلیل از مقام استاد، در شهرت و معروفیت، با
وی شریک نباشند! »
صبر و استقامت در سیر وسلوک
یک از مسائل بسیار مهم در سیر وسلوک، استقامت و پایداری در این راه است.
آیت الله نجابت از قول ایشان می گوید: « چهل سال است دم از پروردگار
عالم زدم. چند مرتبه خواستند مرا بکشند، آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی
نگذاشت و خدا هم کمکم کرد! در این مدت نه خوابی دیدم، نه مکاشفه ای، نه
رفیقی، نه همدردی، چهل سال است که در را می کوبم و خبری نیست. »چه بسا
افرادی مدتی به این وادی وارد شده اند ولی از آن دست کشیده و نتیجه ای هم
عایدشان نشده است چرا که ره صد ساله را می خواستند یک شبه بپیمایند.
آیت الله مرندی می فرمودند: بعضی افراد بعد از هفت و هشت سال که در خدمت
علی آقا قاضی بودند، ایشان را ول می کردند و می رفتند. زیرا که این راه
شرح صدر و صبر و استقامت می خواهد.
آیت الله شیخ عباس قوچانی می
فرمودند:« دو سال زندگی ما به این صورت که فقط روزی سه نان داشتیم، صبح ها
نان را با چایی می خوردیم و عصر و شب با شربت سکنجبین، اما در این دو سال
یک بار در ذهن ما خطور نکرد که این چه زندگیه؟! » و بعدها آیت الله قاضی
که خود چهل سال پشت در مانده، و صادق بودن خود را در آن عشق و محبت به
محبوب و معبود ازل ثابت کرده، درس استقامت و صبوری را به شاگردانش هم می
آموزد و چنین می گوید:« اگر به جستجوی آب زمین را کندی، نباید خسته و
ناامید شوی، اگر وقتش باشد به آب می رسی، وگرنه ناامید مشو که بالاخره به
آب می رسی و حتی آب برایت فوران می کند. » و می گوید: « تازه وقتی هم به
آب رسیدی و برایت در باز شد به همان کم بسنده نکن، بیشتر جستجو کن و بیشتر
بخواه! »
مرحوم قاضی به شاگردانش می گوید:« استقامت بر وحدانیت
خدا، اسم اعظم پروردگار است. آدمی در این استقامت باید طوری باشد که اگر
دیگران خواستند دنیایش را از او بگیرند، خانه اش را، پولش را و ... حتی
خواستند او را بکشند. بگوید من خدایم را می خواستم.»
آری و بالاخره درهای آسمان برایش گشوده و فتح باب می شود.
می گوید: « آن چه را می خواستم، تماماً بدست آوردم و امام حسین علیه
السلام در را به رویم گشود.... » ، « او در اثر طلب حقیقی و صبر و استقامت
به خانه که نه، به خود صاحبخانه رسیده است و یار او را به درون خانه راه
داده؛ او از حصار تنگ دنیا که خیال و سرابی بیش نبوده و حقیقی ندارد،
گذشته و به عالم روح و مجردات پیوسته است ..... »
نمونه شکیبایی شاگرد
آقا سید هاشم حداد می فرمود: « چندین بار خدمت آقای قاضی عرض کردم که
اذیت های قولی و روحی، امّ الزوجه( مادر زن) من، به حد نهایت رسیده است و
من حقاً دیگر تاب و صبر شکیبایی آن را ندارم و از شما می خواهم اجازه دهید
زنم را طلاق دهم.» مرحوم قاضی فرمودند:
از این جریانات گذشته، تو زنت را دوست داری؟
عرض کردم: آری.
فرمودند: آیا زنت هم تو را دوست دارد؟
عرض کردم: آری.
فرمودند: ابداً راه طلاق نداری. برو صبر پیشه کن، تربیت تو به دست
مادرزنت می باشد، با این طریق که می گویی خداوند چنین مقرر فرموده است که
ادب تو به دست مادرزنت باشد. باید تحمل کنی و بسازی و شکیبایی پیشه کنی!
من هم از دستورات مرحوم آقای قاضی ابداً تخطی و تجاوز نمی کردم و آن چه
این مادرزن بر مصایب ما می افزود تحمل می نمودم تا این که یک شب تابستانی
خسته و گرسنه و تشنه به منزل آمدم، داخل اطاق بودم که مادرزنم تا فهمید من
آمده ام شروع کرد به ناسزا گفتن و فحش دادن و همین طور به این کلمات مرا
مخاطب قرار دادن، من هم داخل اتاق نرفتم، یکسره رفتم پشت بام تا در آن جا
بیفتم ولی این زن صدای خود را بلند کرد به طوری که نه تنها من بلکه
همسایگان هم می شنیدند و به من سبّ و شتم و ناسزا گفت، گفت و گفت و همین
طور می گفت تا حوصله ام تمام شد ولی بدون این که به او پرخاش کنم و یا یک
کلمه جواب بدهم از خانه بیرون رفتم و سر به بیابان نهادم.
بدون هدفی و مقصودی همین طور داشتم می رفتم، در این حال ناگهان دیدم من
دو تا شدم، یکی سید هاشمی است که مادرزن به او تعدّی می کرده و سبّ و شتم
می گفته و یکی، من هستم که بسیار عالی و مجرد و محیط می باشم و ابداً فحش
های او به من نرسیده، و اصلاً به این سید هاشم، فحش نمی داده و مرا سبّ و
شتم نمی نموده، در این حال برایم منکشف شد که این حال بسیار خوب و سرور
آفرین و شادی زا فقط در اثر تحمل آن ناسزا ها و فحش هایی است که وی به من
داده است و اطاعت از فرمان استاد مرحوم قاضی برای من فتح باب نموده است و
اگر من اطاعت نکرده، تحمل اذیت های مادرزن را نمی نمودم تا ابد همان سید
هاشم محزون و غمگین و پریشان و ضعیف و محدود بودم.
الحمدلله که
الان این سید هاشم هستم که در مکانی رفیع و مقامی بس ارجمند و گرامی هستم،
که گرد و خاک تمام غصه های عالم بر من نمی نشیند و نمی تواند بنشیند.
فوراً از آن جا به خانه بازگشتم و به دست و پای مادرزنم افتادم و می
بوسیدم و می گفتم: مبادا تو خیال کنی من الان از آن گفتارت ناراحتم از این
پس هر چی می خواهی به من بگو که آن ها برای من فایده دارد. »
آقای قاضی می فرمودند:
« انسان هیچ وقت نباید مأیوس شود و از دیر کرد نتیجه نباید دست از سیر و
سلوک بردارد زیرا ممکن است کسی با ناخن زمین را بخراشد و سپس ناگهان به
اندازه گردن شتر آب زلال و روان جاری شود. »
26 سال تمرین سکوت
آیت الله سید محمد حسینی همدانی صاحب تفسیر «انوار درخشان» می فرمود: «
در مدرسه قوام حجره داشتم، مطلع شدم مرحوم آقای قاضی تبریزی در گوشه تنگ
مدرسه حجره کوچکی اختیار کرده و من از این کار تعجب کردم، بعد معلوم شد
ایشان به علت تنگ بودن منزلشان و نیز کثرت عیال و اولاد، فراغت بال برای
تهجد و عبادت و خلوت نداشتند؛ در طول دوران تحصیل در مدرسه قوام، شبی را
ندیدم که مرحوم قاضی به آرامش و خواب و استراحت بگذارند و شبی را بدون
ناله و گریه به سر بیاورد. در این مدت نزدیکی با مرحوم قاضی، حالات و
جریاناتی از ایشان می دیدم که در عمرم جز در مرحوم نائینی و اصفهانی، در
شخص دیگری ندیده بودم. او را چنین یافتم که در تمام رفتار و اخلاق اجتماعی
و خانوادگی و تحصیلی خود غیر از همه کسانی بود که من از نزدیک در درس آنها
و یا در کنار آنان تحصیل می کردم. مخصوصاً او را دائم السکوت و الصمت می
یافتم. احیاناً از دادن پاسخ نیز طفره می رفت و گاهی احساس می کردم که
برای او پاسخ دادن بسیار سخت است تا اینکه تصادفاً به نکته ای برخوردم که
بسیار توجه مرا جلب کرد و آن هم این بود که داخل دهان مرحوم قاضی کبود رنگ
بود، از استاد پرسیدم علت چیست؟
ایشان مدتها پاسخم نداد بعدها که
خیلی اصرار کردم و عرض کردم که به جهت تعلیم می پرسم و قصد دیگری
ندارم،باز به من چیزی نفرمود تا اینکه روزی در جلسه خلوتی فرمودند: آقا
سید محمد! برای طی مسیر طولانی سیر وسلوک، سختی های فراوانی را باید تحمل
کرد و از مطالب زیادی نیز باید گذشت؛ آقا سید محمد! من در آغاز این راه در
دوران جوانی برای اینکه جلوی افسار گسیختگی زبانم را بگیرم و توانائی
بازداری آن را داشته باشم 26 سال ریگ در دهان گذارده بودم که از صحبت و
سخن فرسایی خودداری کنم، اینها اثرات آن دوران است! »
همگام بودن تحصیل و تهذیب
یکی از مسائلی که مورد تأکید مرحوم آقای قاضی بود و به شاگردانشان می
فرمودند این بود که: « شما باید آن قدر درس بخوانید تا به درجه اجتهاد
برسید. علتش این بود که اگر در آینده درهایی بر روی شما باز شد، نیاز به
تقلید نداشته باشید. ممکن است عوالمی را مشاهده کنید که در صورت تقلید
دچار مشکل شوید. »
تدریس احادیث مربوط به امام زمان(عج)
آیت الله شیخ علی سعادت پرور می فرمود: « عادت و دأب مرحوم آقای قاضی در
تربیت و سیر سالکان بر این استوار بود که در ابتدای امر، احادیث مربوط به
غیبت و ظهور امام عصرـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ را به سالکان تدریس و
تبیین می کرد. »
خواندن حدیث عنوان بصری
آیت الله
سید محمد حسین حسینی تهرانی در کتاب روح مجرد می فرمایند: « آقای قاضی
برای گذشتن از نفس اماره و خواهش های مادی و طبعی و شهوی و غضبی که غالباً
از کینه و حرص و شهوت و غضب و زیاده روی در تلذذات بر می خیزد، روایت
عنوان بصری را دستور می دادند به شاگردان و تلامذه و مریدان سیر و سلوک
إلی الله، تا آن را بنویسند و بدان عمل کنند. یعنی یک دستور اساسی و مهم
عمل طبق مضمون این روایت بود. و علاوه بر این می فرموده اند:باید آن را در
جیب خود داشته باشید و هفته ای یکی دو بار آن را مطالعه نمایید. »
*******
تعداد سور مسبحات
علامه طباطبایی فرمودند: سوره های مسبحات که با یسبح و سبح شروع می شود، پنج عدد است:
سوره حدید، حشر، صف، جمعه و تغابن .
در روایت است که رسول الله صلی الله علیه و آله این پنج سوره را هر شب قبل از خواب می خواندند . از سبب قرائت این سوره ها سؤال کردند; حضرت جواب فرمودند: «در هر یک از این سوره ها آیه ای است که به منزله هزار آیه از قرآن است .»
(محمد حسین، حسینی طهرانی، مهر تابان، قم، انتشارات باقرالعلوم علیه السلام، صص 157- 156) .
«علامه طباطبایی فرمودند: «مرحوم قاضی اول دستوری که می دادند، ذکر یونسی بود و دیگر مسبحات است که هر شب تلاوت شود .
فرمودند: در خبر مسبحات خمس است که سوره اعلی را ندارد و ما این حدیث را به مرحوم قاضی عرضه داشتیم و ایشان با وجود این، سخت مصر بودند که سوره اعلي قرائت شود . زیرا خودش هم چیزهایی می دانست که از استادان سینه به سینه اخذ کرده بود .»
(حسن، حسن زاده آملی، هزار و یک نکته، قم، مرکز نشر فرهنگی رجاء، چاپ دوم، 1356، صص 5- 6) .
علامه طباطبايي تأكيد بسيار داشتند كه سالك هر شب اين سور را بخواند و اگر نتوانست لااقل سوره مباركه حشر را حتما بخواند.
****
مذاهب جن
آیت الله حسن زاده آملی می نویسد :
جناب استاد ما علامه طباطبائی صاحب تفسیر قیم و عظیم «المیزان»-رضوان الله علیه- فرموده است
که : استاد ما مرحوم آقا سید علی قاضی حکایت کرده که کسی از جن پرسیده است ( و فرموده است
شاید آن کس خود مرحوم آقای قاضی بوده است) : طائفه جن به چه مذاهب اند ؟ آن جن در جواب
گفت : طائفه جن مانند انس دارای مذاهب گوناگون اند، جز اینکه سنی ندارند، برای اینکه در میان ما
کسانی هستند که در واقعه غدیر خم حضور داشتند و شاهد ماجرا بوده اند.(اسوه عارفان ص ۴۸)
حافظ شیرازی
مرحوم قاضی، حافظ شیرازی را هم عارفی کامل می دانستند و اشعار مختلف او را شرح منازل و
مراحل سلوک تفسیر می فرمودند.
***********
آيتالله قاضي و قرآن و عاشورا
در مجلس روضهي سيد الشهدا بدون توجه به آنان که بر او خورده ميگرفتند، کفش ميهمانان را جفت کرده تميز ميکرد.
آيت الله سيد ابوالقاسم خويي ميفرمود:« من هر وقت ميرفتم مجلس آقاي قاضي، کفشهايم را ميگذاشتم زير بغلم که مبادا آقاي قاضي آنها را جفت کرده يا تميز کند».
*******
نشانههاي انس با خداي متعال و دستخط آيتالله قاضي
((گفتم : « ای راهب ! بنده ی خدا کی شیرینی انس با خدا را می چشد ؟ » گفت : « وقتی که مودت صاف و زلال شد .» گفتم : « مودت کی صاف می شود ؟» گفت : « وقتی که تمام غمها به یک غم تبدیل شود .».))
در محجه البیضا در بیان نشانه ها آمده :
« اگر با مردم آمیخت ، به کسی می ماند که در جماعتی تنها باشد و در خلوت خود مانند یک جماعت است . در وطن غریب است به مردم توجه ندارد و در سفر گویا که مسافر نیست . - چون خدا را همراه دارد - وقتی که نیست هست و وقتی که هست نیست . - شاید اشاره به قدرت تجرد روح یا طی الارض باشد - با تن خود در اجتماع است ولی با قلب خود تنهاست . » (المطالب السلوکیه)

**********
نكاتي از حديث سرو (عرفان آيتالله قاضي)
آيتالله قاضي:
انس من با ارواح مومنين، بيش از انس با زندگان است.
هيجكس در اين عالم باندازه عارف تنها نيست. او صاحبخانه را رزاق ميبيند و ميبيند كه ديگران اسباب را رزاق ميبينند و قهراً وحشت ميكند.
آيتالله نجابت: گاهي آقاي قاضي در اتاق كه بود چشمشان به جايي خيره ميشد و گاهي تا سه روز در همين حال بودند و قلب و نبض هم كار نميكرد و يك نوع موت اختياري بود و تجرد از ماده و بعد تجرد از صورت بود. تخليه روح از بدن.
آيتالله امجد: آقاي قاضي به مقام ثبات رسيده بودند در اثر توسل به اهل بيت عليهمالسلام و مخصوصاً توسل به حضرت ابوالفضل عليهالسلام.
*******
آيتالله قاضي در كلام آيتالله پهلواني
آیت الله شیخ علی سعادت پرور(ره) می فرمود: ***«
عادت و دأب مرحوم آقای قاضی در تربیت و سیر سالکان بر این استوار بود که
در ابتدای امر، احادیث مربوط به غیبت و ظهور امام عصرـ عجل الله تعالی
فرجه الشریف ـ را به سالکان تدریس و تبیین می کرد. ***« مرحوم عارف کامل آیت الله میرزا علی اکبر مرندی در برخی از نامه هایش به علامه طباطبائی، نوشته بود: ****
« مرحوم استاد آقا قاضی ما را خسر الدنیا و الآخره کرده!
نه از دین بهره ای داریم و نه از آخرت! »
و
منظورش این بود که کسی که بوی آقای قاضی به او خورده بود دیگر میل و رغبتی
به دنیا و آخرت از خود نشان نمی داد و تنها غم و همش رسیدن به
« او» (خدا) بود. »***«
از مرحوم آقای قاضی پرسیدند: این چگونه است که سالک هر چه پیش می رود دوست
دارد آثار و نتایج اعمالش را از مکاشفات و واردات قلبیه ببیند و آیا این
در نیّت و انگیزه و اخلاص سالک اثر سویی نمی گذارد؟
مرحوم آقای قاضی در جواب فرموده بود:
«
خداوند متعال به خاطر اینکه ما از سیر وسلوک منقطع نشویم و همیشه شور و
حال انجام اعمال و افعال را داشته باشیم، ما را در این باره «طماع» آفریده
است.
مرحوم علامه طباطبائی در تبیین نظر استادشان می فرمود:
« چون این طمع و حرص درباره خودش می باشد اشکال و ایرادی ندارد. »
اولین روز جهل انسان روزی است که خود را فارغالتحصیل بداند.وقتی طلبهای یک بار کتابی را تدریس میکند یعنی فهمیده است و بعد از آن باید مطلبی اضافه کند و یا تألیفی داشته باشد.
نمیشود کسی اهل علم باشد و تألیفی نداشته باشد. اکثر کتاب بزرگان ما بین سن40 تا 60 سالگی نوشته شده است و بعد از این سن دیگر انسان توانایی لازم را ندارد.
راهی
را که میرویم از راهی که علمای گذشته میرفتند تفاوت دارد. علامه مجلسی
در ابتدا 100 هزار شاگرد تربیت کرد و در آخر عمر گفت "هرگز آن شخصی را که
میخواستم پیدا نکردم".
اکثر ما وقتی میخواهیم شخصی را از
دریافت رشوه منع کنیم او را زاهدانه و عابدانه توصیه میکنیم اما آنچه
مجلسی اول مد نظر داشت منش عارفانه بود.
شخص عارف ذات هر چیز را درک میکند. به همین دلیل نصایح و توصیههای انسان عارف تأثیر دارد.هنگامی
که مسئولی به سراغ ما میآید و ما او را عالمانه و عابدانه توصیه میکنیم
باید بدانیم که از این توصیهها زیاد گفته میشود ولی توصیهای اثر دارد که عارفانه باشد.
وراثت مادی زمانی به ارث میرسد که مورث (كسي كه اموالش تقسيم ميشود و از دنيا رفته) مرده باشد اما ارث معنوی زمانی منتقل میشود که وارث (موتوا قبل ان تموتوا) مرده باشد پس باید بر منیتها غلبه کنیم تا مورد عنایت واقع شویم.
****
مطلب در مورد ایشان بسیار بود که ما مختصری بیان کردیم بیشتر از این میتوانید دراینترنت جستجو نمایید.
با تشکر

